{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

Part

Part1.
ویو ات(علامتش+)

از خواب بیدار شدم. بدنم خیلی درد میکرد.... هنوز کبودی های قبلی خوب نشده بود ولی بابام مثل همیشه مست کرد و کتکم زد... رفتم wc و کار های مورد نظر رو انجام دادم.
بابام رو دیدم و داشن صبحانه می‌خورد...
بدون حرفی نشستم صبحانمو خوردم و رفتم تو اتاقم و لباسم رو عوض کردم و راه افتادم به سمت کافه؛ درسته من توی کافه کار می‌کردم....
"یک ساعت بعد"
داشتم لیوان های قهوه رو مرتب میکردم که دوتا پسر هات و جداب وارد کافه شدن؛ مِنو رو دستم گرفتم و رفتم سمتشون
+چی میل دارین ا..اقایون؟(شک از شدت زیباییشون🤣)
علامت تهیونگ:_
علامت جونگکوک:×
منو رو دستشون دادم...
×من یه شات اسپرسو میخوام(سرد)
_ منم یه کیک شکلاتی(سرد)
+چشم در رأس ۱۰ دقیقه آماده میکنم براتون

ویو تهیونگ
با جونگکوک وارد کافه شدم؛ دیدم یه دختر خیلی خوشگل اومد و منو رو داد بهمون؛ امشب میدزدمش... برده خوبی میشه...

+کیک شکلاتی رو آماده کردم و شات اسپرسو رو ریختم تو لیوان و براشون بردم: بفرمایید اینم از کیک شکلاتی و اسپرسو

+متوجه شدم نگاه اون پسره سمت راستی روم بود(تهیونگ) ولی توجه نکردم و رفتم به کارم رسیدم...
بعد نیم ساعت از کافه رفتن...

"ساعت ۱۲:۳۰ شب"
دیدگاه ها (۱۱)

Part2. ...

Part3. ...

امروز در راهرو دیدمش که با یکی از بچه‌های تیم فوتبال صحبت می...

یه دوپارتی از تهیونگ به مناسبت تولد عشقم" آنیا"🎀💋تاریخ: ۱۸ ...

پارت ۱۰DarkBlaze ویو مایک :تا من برم اونجا بخوابمویو جنا :او...

وPlan A زمان حال تیلور: صدای الارم گوشی رید تو خواب نازنینم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط