{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

روایت فرمانده

#روایت_فرمانده / قسمت دوم

اقای پاکپور از بعد gنگ ۱۲ روزه دیگه ، خونه نرفت و فقط به قدر ۳ جمله با همسرش صحبت کرد اونم یکطرفه بدون اینکه جواب ایشون رو حتی بشنوه …
.
سلام حاج خانوم، احوال شما چطوره و خدا نگهدار …
دیدگاه ها (۰)

روایت فرمانده

شهادت خانوادگی

روایت فرمانده

همخونه اجباری.. پارت 38."ویو جئون جونگ کوک"همه چیز...برای چن...

همخونه اجباری.. پارت 48."ویو جئون جونگ کوک"ساعت...نزدیک نه ش...

همخونه اجباری... پارت 36."ویو جئون جونگ کوک"یه لحظه...فقط یه...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط