ببخشید

ببخشید

ببخشید
نمیتونم یه چند روزی باشم
بابابزرگم مریضه:)
حالش خیلی بده
توی روستا زندگی میکنه
نه هیچی میخوره نه کاری میکنه
بهش سرم زدن...
وقتی پاشد با بابام بره دسشویی...
توی چشم های بابام زل زد و گفت جیران
منو جیران صدا میکرد حالم خیلی بده کلی با مامانم گریه کردم:)
به خودم هزار با لعنت فرستادم
آرزوی مرگ کردم
دیدگاه ها (۱۱)

پارت سیزدهم ویو تهیونگ: از خونه زدم بیرون سوار ماشین شدم به ...

میدونین چیه؟🤓الان حتی از دخترک تنهای توی روبیکا هم تنها ترم🤣...

#تپش.قلب.من Part 2مثل هر شب راجب اینکه چرا....چرا من همچین ز...

وقتی عموت بود

من عاشق یک مافیا شدم Part 2#جونگکوکجونگکوک :هر چی ام که شده...

تک پارتی جیهوپوقتی جیهوپ سرما میخورها/ت: الان دو تا سه روزی ...

«ᴹʸ ᵐᵃᶠⁱᵃ»پارت۱۱*ویو مادر سونگمین*حالا که سونگمین نیست میتون...

وقتی داداش ناتنیت بود. پارت اول.«ویو ات»سلام من اتم ۱۸ سالمه...

وقتی پدرخوانده ات بود❤️پارت ۳(last part)_هعی+چی شده؟_میچا......

چند پارتیــــــــــ🖤✈️🖤ــــــــــــوقتی که مجبوره بره سفر کا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط