رمان جدید
خلاصه رمان
ا/ت: دختر خبرنگار، کنجکاو و پیگیر، که وارد ماجرایی خطرناک میشود.
تهیونگ: رئیس/عضو مافیایی، سرد، خشن و سادیسمی؛ شخصیتی که بهراحتی نمیشود احساساتش را از رفتارش فهمید.
اسم رمان: «بوی خون، عطر عشق»
ا/ت یک خبرنگار جوان و کنجکاو است که برای تهیه گزارش، به دنبال سرنخ یک قتل مرموز میرود. چیزی که در ابتدا فقط یک پروندهی جنایی به نظر میرسد، کمکم تبدیل به زنجیرهای از قتلهای بههمپیوسته میشود؛ قتلهایی که پشت پردهی آنها رازی بزرگ پنهان شده است.
در یکی از صحنههای قتل، ا/ت با مردی مرموز زیر یک چتر مشکی روبهرو میشود؛ مردی سرد و ترسناک که ا/ت نمیداند کیم تهیونگ، یکی از قدرتمندترین و بیرحمترین افراد دنیای مافیاست.
تهیونگ عادت دارد همهچیز را تحت کنترل خودش داشته باشد و برای رسیدن به هدفش از هیچ خشونتی نمیترسد. اما ورود ا/ت به پروندهای که نباید دربارهاش کنجکاوی کند، توجه او را جلب میکند.
هرچه ا/ت بیشتر تحقیق میکند، متوجه میشود چهار قتل اصلاً تصادفی نیستند. نشانههایی مثل رز سیاه، پیامهای تهدیدآمیز و مردی ناشناس، او را به حقیقتی خطرناک نزدیک میکنند.
از طرف دیگر، تهیونگ که ابتدا فقط میخواهد مراقب باشد ا/ت وارد محدودهی خطرناک او نشود، کمکم متوجه میشود این دختر با تمام آدمهایی که میشناسد فرق دارد.
اما مشکل اینجاست...
ا/ت خبرنگاری است که میخواهد راز تهیونگ را کشف کند.
و تهیونگ مردی است که اگر کسی بیش از حد به دنیای واقعیاش نزدیک شود، اجازه نمیدهد بهسادگی از آن خارج شود.
در میان خون، خیانت، رازهای قدیمی و دنیای بیرحم مافیا، احساسی شکل میگیرد که هیچکدام انتظارش را نداشتند...
عشقی که شاید از بوی خون هم ماندگارتر باشد.
____________________
خلاصه رمان این هست بچه ها الان چند پارت میزارم
ا/ت: دختر خبرنگار، کنجکاو و پیگیر، که وارد ماجرایی خطرناک میشود.
تهیونگ: رئیس/عضو مافیایی، سرد، خشن و سادیسمی؛ شخصیتی که بهراحتی نمیشود احساساتش را از رفتارش فهمید.
اسم رمان: «بوی خون، عطر عشق»
ا/ت یک خبرنگار جوان و کنجکاو است که برای تهیه گزارش، به دنبال سرنخ یک قتل مرموز میرود. چیزی که در ابتدا فقط یک پروندهی جنایی به نظر میرسد، کمکم تبدیل به زنجیرهای از قتلهای بههمپیوسته میشود؛ قتلهایی که پشت پردهی آنها رازی بزرگ پنهان شده است.
در یکی از صحنههای قتل، ا/ت با مردی مرموز زیر یک چتر مشکی روبهرو میشود؛ مردی سرد و ترسناک که ا/ت نمیداند کیم تهیونگ، یکی از قدرتمندترین و بیرحمترین افراد دنیای مافیاست.
تهیونگ عادت دارد همهچیز را تحت کنترل خودش داشته باشد و برای رسیدن به هدفش از هیچ خشونتی نمیترسد. اما ورود ا/ت به پروندهای که نباید دربارهاش کنجکاوی کند، توجه او را جلب میکند.
هرچه ا/ت بیشتر تحقیق میکند، متوجه میشود چهار قتل اصلاً تصادفی نیستند. نشانههایی مثل رز سیاه، پیامهای تهدیدآمیز و مردی ناشناس، او را به حقیقتی خطرناک نزدیک میکنند.
از طرف دیگر، تهیونگ که ابتدا فقط میخواهد مراقب باشد ا/ت وارد محدودهی خطرناک او نشود، کمکم متوجه میشود این دختر با تمام آدمهایی که میشناسد فرق دارد.
اما مشکل اینجاست...
ا/ت خبرنگاری است که میخواهد راز تهیونگ را کشف کند.
و تهیونگ مردی است که اگر کسی بیش از حد به دنیای واقعیاش نزدیک شود، اجازه نمیدهد بهسادگی از آن خارج شود.
در میان خون، خیانت، رازهای قدیمی و دنیای بیرحم مافیا، احساسی شکل میگیرد که هیچکدام انتظارش را نداشتند...
عشقی که شاید از بوی خون هم ماندگارتر باشد.
____________________
خلاصه رمان این هست بچه ها الان چند پارت میزارم
- ۲۲۹
- ۱۲ شهریور ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط