پارت اخر

آهنگ رو گوش کنید و عررر بزنید
ات چشماش رو باز کرد
گفت کوک دوستت دارم
و دیگه نبضش نزد
دکتر شک به قلبش داد ولی
دیگه ات مرده بود
(پرش زمانی به فردا)
کوک و پدر ات اومدن سر خاک
نامجون : اون .. یه ارمی بود
داشتن ات رو خاک میکردن
بابای ات: دخترم پاشو پاشوووو (با داد و گریه)
کوک داشت گریه میکرد
همه از اونجا رفن شب شد
کوک رفت سر قبر اون رو از تو خاک در آورد
کوک ات میخوام ببرمت پیش خودم
کوک ات رو برد تویه یه خونه ی متروکه
صورت ات رو شست تا تونست لب ات رو بوسید
جوری که لب ات کبود شد
کوک بخاتر اینکه عشقش مرده بود
تبدیل به یه روانی شد(دور از جون بچم)
هر شب به پیش جنازه ی ات میره و
یکروز خود/کشی میکنه(دوررر از جووون بچچم)
تماممم
دیدگاه ها (۲)

دقیقا

بگو

اوه اوه اوه

رمان عشق و نفرت پارت 14سلام سیسیا خوبین اوهم اوکی بریم واسه ...

𝐀 𝐒𝐭𝐫𝐚𝐧𝐠𝐞𝐫 𝐂𝐚𝐥𝐥𝐞𝐝 𝐚 𝐅𝐫𝐢𝐞𝐧𝐝𝐏𝐚𝐫𝐭𝟑𝟏ات خشکش زده بود. نمی‌دونست ب...

کیوت ولی خشن پارت ۱۱ا.ت : چیشده ؟کوک : هیچی با یه نفر یه جلس...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط