{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

Crown~

Crown~

P23

امروز روز استارت خوردن نقشه بود
با کمک دِمی و بعضی از زیردستاش جهت اطمینان ازینکه دیار زیادی تو خطر نیفته

دیار با همون کفش های پاشنه پنج سانتیش، طوری قدم برمیداشت که انگار از اول تا اخر اتفتقات رو پیش بینی کرده، و همینطور هم بود، واقعا پیش بیتی کرده بود و همه ی احتمالات و قطعیات رو سنجیده بود

..............

به سمت اطلاعات رفت و از مرد مشت میز اینکه اتاق سردبیر کجاست رو پرسید و فرد آدرس "طبقه 9 اتاق D" رو بهش داد

وارد اسانسور شد و کلید طبقه ۹ رو فشار داد، اسانسور بوی شیشه پاک کن و کمی اهن زنگ زده میداد که احتمالا از سیستم داخلی دکمه ها بود، چون ظاهر اسانسور کانلا بی تقص بود، بدون خط و خش‌
اسانسور ایستاد و در باز شد و دیار با یه راهرو نسبتا طولانی با کفپوش سیاه و قرمز و تمیز طوری که انگار الان شسته باشنش روبه رو شد
زود پا تند کرد و شمرده شمرده به سمت اتاق ها رفت و بالاخره به اتاقی با حرف D طلایی روی در حک شده رسید

لباسش رو صاف کرد، و با انگشتش در زد و با صدای "بفرمایید" دستیگره در رو هل داد تا وارد بشه.
دیدگاه ها (۱)

Crown~P22چهره دیار نسبت به سه سال پیش خیلی تغییر کرده بود، د...

Crown~P21طبق اطلاعاتی که دیار جمع کرده بود، هارلو سال های خی...

Chapter:1Part:60بعد کلی گریه کردن به سمت تابش رفت و روش نشست...

"𝐃𝐚𝐧𝐠𝐞𝐫𝐨𝐮𝐬"𝐂𝐡𝐚𝐩𝐭𝐞𝐫:𝟚𝐏𝐚𝐫𝐭:۴به سرعت دستای بی جونشو روی چرخ های...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط