وقتی دوست داداشت بود

وقتی دوست داداشت بود‌....
🦋Part:11🦋
"صبح"
هانا:یییییوووووجججیییننننن"داد"
یوجین:چیهههه گوشم کر شددد
هانا:اوف بالاخره خانم افتخار داد بلند شد
یوجین:خب؟
هانا:میگم بریم با بم بازی کنیم؟!
یوجین:واییی آرهه
هانا:اوکیی تو برو من بم رو میارم
یوجین:اوکیی
"30مین بعد"
یوجین:حموم لازم شدم
هانا:منمم
یوجین:من اول میرم
هانا:اوکی
"1ساعت بعد"
هانا:تو حموم چسبیدییی؟؟؟؟
یوجین:اومدم عههه
هانا:اوکی
"2ساعت بعد"
هانا:هعبب
یوجین:کی به کی میگفت چسبیدی"خنده"
هانا:پرووو"خنده"
یوجین:حوصلم خیلی سر رفت
هانا:یه سوال
یوجین:؟؟
هانا:میگم شما اینجا وسایل برای نقاشی دارین؟
یوجین:اوه آره کوک خیلی به نقاشی علاقه داره
هانا:میتونی بهم بدی؟!
یوجین:نگو که تو نقاشی حرفه ای"خنده"
هانا:یس"خنده"
یوجین:پشمانممممم
هانا:"خنده"
"2هفته بعد"
هانا:واییی اومدنن
یوجین:ذوقققق
هردوتا رفتن تو حیاط عمارت
هانا:داداشیییییی
یوجین:داداشییییی جونممممم
هانول:اه باز اینا
کوک:سلام کوچولو ها"خنده"
تهیونگ:سلام بچه ها"لبخند"
یوجین:اون خیلی خوشگله عرر"تو دلش"
هانا:خب چخبرا؟!
تهیونگ:هیچی باو
کوک:
دیدگاه ها (۴)

وقتی دوست داداشت بود....🦋Part:12🦋کوک:خب هانول من به راننده م...

وقتی دوست داداشت بود...🦋Part:13🦋یوجین:کوک چت شده تو؟کوک:وا م...

وقتی دوست داداشت بود....🦋Part:10🦋"10مین بعد"هانا:خلاصه داشتم...

☆رمان جدید☆نام:خرس عسلی من-^-^-^-^-^-^-^-^-^-^-^-^-^-^-^-^-^...

Name: Heart lostPart:②ویو اِریکا وقتی آجوما رفت منم رفتم حمو...

Name: Lost heart Part: ⑨با صدای در زدن یه نفر بیدار شدم تهیو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط