{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

این عذاب، همچون زنجیری است که به پاهایم بسته شده و هر بار

این عذاب، همچون زنجیری است که به پاهایم بسته شده و هر بار که سعی می‌کنم از آن رهایی یابم، بیشتر به عمق تاریکی فرو می‌روم. آیا روزی خواهد آمد که این زخم‌ها التیام یابند؟ یا باید تا ابد در این جهنم خاموش بسوزم؟
دیدگاه ها (۰)

درد تمام وجودم را گرفته، و من، بی آنکه فریادی برآورم، غم‌های...

خواهش می‌کنم از اینکه دیروز اندوهگین بودم، از من دلگیر نباش،...

چند سالگی رو نمیخوای هیچوقت دوباره تجربه کنی؟خوشحال میشم تو ...

🥺🖤

هم اتاقی قدمی - پارت - ۱۲

عفریته تاریکی نویسنده مرتضی متقیان

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط