my love part 16
خندم رو کنترل کردم که صدای جیغ شنیدم به ا.ت نگاه کردم که اونم با تعجب منو نگاه میکرد
به سمت صدای برگشتیم که هانی و مانا و جیمین و جانی وایسادن بودن و صدای جیغ از گلوی مانا بیرون اومده بود اروم ا.ت رو گذاشتم زمین و رفتم سمت جیمین که هانی با صورت قرمز شده رفت سمت کلاس بی خیال بهش برگشتم سمت جیمین تا چیزی بهش بگم که با حرفی که گفت دهنم رو بستم
= هیچی نگو فقط بدون که نباید عاشقش بشی و سعی کن نشی
ولی من کی گفتم عاشق ا.ت شدم؟
بی خیال شونه بالا انداختم و با جیمین رفتیم توی کلاس
ویو ا.ت
هنو تو بهت بودم که با صدای جیغ جیغ های مانا رومو طرفش کردم
* ا.تتتییی خوبی؟ چیزیت نشد؟ خوب شد ایان بود .وگرنه میمردی
سری تکون دادم و گفتم
+ارع خوبم
نگاهی به جانی انداختم که داشت با نگرانی نگاهم میکردم
لبخندی بهش زدم و رو به مانا گفتم
+ مانا تو برو تو کلاس منم میام
با تعجب نگاهم کرد و گفت
*خاک تو سر من که نگران توی خر میشم
با غر غر رفت سمت کلاس
خنده یی کردم و رو به جانی گفتم
+ ببخشید نگرانت کردم ایان دیونه اس
لبخندی زد و گفت
# اشکال نداره من دیگه برم کاری نداری؟
+ نه برو مواظب خودت باش
# چشم
رفت و منم رفتم سمت کلاس
نشستم روی صندلی خودم و برگشتم سمت مانا و گفتم
+ چیزی شده؟چرا اینجوری شدی؟
*هچیی خستم
+وا ... تو که همیشه پر انرژی بودی چی شد پس؟
*ولش کن خودش خوب میشه
سر تکون دادم
برگشتم سر جام
امشب بگم با مانا بریم کلوپ چند روزه نرفتیم
برگشتم سمتش
+مانا جونممممم
*بگو چی میخوای باز؟
+هیچی عشقم میگم. امشب بریم کلوپ؟ چند روزه نرفتیم
با هیجان گفت
* باشهه برم خیلی وقته نرفتیم حالا کدوم کلوپ؟
+امممم کلوپ بغل کافه چطوره؟ کافه یی که من کار میکنم.
رنگش پرید
* نه اونجا نه بریم یه جای دیگه
+نه من فقط میخوام برم اونجا چون مشروب و الکل های خوبی داره
*ولی...
+نه دیگه ولی اما و اگر نداریم شب اماده باش میام
* ب با شه
سر تکون دادم و که ایان اومد کنارم نشست بهش محل ندادم
استاد اومد و درس رو شروع کرد
به سمت صدای برگشتیم که هانی و مانا و جیمین و جانی وایسادن بودن و صدای جیغ از گلوی مانا بیرون اومده بود اروم ا.ت رو گذاشتم زمین و رفتم سمت جیمین که هانی با صورت قرمز شده رفت سمت کلاس بی خیال بهش برگشتم سمت جیمین تا چیزی بهش بگم که با حرفی که گفت دهنم رو بستم
= هیچی نگو فقط بدون که نباید عاشقش بشی و سعی کن نشی
ولی من کی گفتم عاشق ا.ت شدم؟
بی خیال شونه بالا انداختم و با جیمین رفتیم توی کلاس
ویو ا.ت
هنو تو بهت بودم که با صدای جیغ جیغ های مانا رومو طرفش کردم
* ا.تتتییی خوبی؟ چیزیت نشد؟ خوب شد ایان بود .وگرنه میمردی
سری تکون دادم و گفتم
+ارع خوبم
نگاهی به جانی انداختم که داشت با نگرانی نگاهم میکردم
لبخندی بهش زدم و رو به مانا گفتم
+ مانا تو برو تو کلاس منم میام
با تعجب نگاهم کرد و گفت
*خاک تو سر من که نگران توی خر میشم
با غر غر رفت سمت کلاس
خنده یی کردم و رو به جانی گفتم
+ ببخشید نگرانت کردم ایان دیونه اس
لبخندی زد و گفت
# اشکال نداره من دیگه برم کاری نداری؟
+ نه برو مواظب خودت باش
# چشم
رفت و منم رفتم سمت کلاس
نشستم روی صندلی خودم و برگشتم سمت مانا و گفتم
+ چیزی شده؟چرا اینجوری شدی؟
*هچیی خستم
+وا ... تو که همیشه پر انرژی بودی چی شد پس؟
*ولش کن خودش خوب میشه
سر تکون دادم
برگشتم سر جام
امشب بگم با مانا بریم کلوپ چند روزه نرفتیم
برگشتم سمتش
+مانا جونممممم
*بگو چی میخوای باز؟
+هیچی عشقم میگم. امشب بریم کلوپ؟ چند روزه نرفتیم
با هیجان گفت
* باشهه برم خیلی وقته نرفتیم حالا کدوم کلوپ؟
+امممم کلوپ بغل کافه چطوره؟ کافه یی که من کار میکنم.
رنگش پرید
* نه اونجا نه بریم یه جای دیگه
+نه من فقط میخوام برم اونجا چون مشروب و الکل های خوبی داره
*ولی...
+نه دیگه ولی اما و اگر نداریم شب اماده باش میام
* ب با شه
سر تکون دادم و که ایان اومد کنارم نشست بهش محل ندادم
استاد اومد و درس رو شروع کرد
- ۱۶۴
- ۰۳ خرداد ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط