گاهی ساکت میشم
*گاهی ساکت میشم
نه چون حرفی ندارم، نه چون ناراحت نیستم.
*حقِ ناراحتیِ منو ازم نگیر*
من فقط با حرفزدنِ زیاد آروم نمیشم،
با خندهی الکی آروم نمیشم.
*"سکوت میکنم"..*
چون نمیخوام زخمی که توی دلم راه افتاده
بیاد بیرون و یکی دیگه رو زخمی کنه.
چون نمیخوام چیزی بگم که بعداً دلم بسوزه براش.
سکوت میکنم،
*تا اول توی ذهنم بجنگم،*
آشوبهامو جمع کنم،
خودم رو بفهمم…
بعد بیام حرف بزنم.
به من وقت بده…
به من فضا بده…
*هرکسی یه جور آروم میشه،*
یه مدل نفس میکشه،
*یه راهِ مخصوصِ خودش رو داره برای روبهرو شدن با دردش.*
من ساکتم…
اما زندهام، حس دارم، میفهمم…
*فقط دارم تیکه هامو میچسبونم که
لبه تیزش تو رو زخمی نکنه...𓂃.
نه چون حرفی ندارم، نه چون ناراحت نیستم.
*حقِ ناراحتیِ منو ازم نگیر*
من فقط با حرفزدنِ زیاد آروم نمیشم،
با خندهی الکی آروم نمیشم.
*"سکوت میکنم"..*
چون نمیخوام زخمی که توی دلم راه افتاده
بیاد بیرون و یکی دیگه رو زخمی کنه.
چون نمیخوام چیزی بگم که بعداً دلم بسوزه براش.
سکوت میکنم،
*تا اول توی ذهنم بجنگم،*
آشوبهامو جمع کنم،
خودم رو بفهمم…
بعد بیام حرف بزنم.
به من وقت بده…
به من فضا بده…
*هرکسی یه جور آروم میشه،*
یه مدل نفس میکشه،
*یه راهِ مخصوصِ خودش رو داره برای روبهرو شدن با دردش.*
من ساکتم…
اما زندهام، حس دارم، میفهمم…
*فقط دارم تیکه هامو میچسبونم که
لبه تیزش تو رو زخمی نکنه...𓂃.
- ۷۶۸
- ۰۱ اسفند ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط