{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

در بیابان دلتنگی گم شده ام،و مرا نشانی از رهایی نیست ،رها

در بیابان دلتنگی گم شده ام،و مرا نشانی از رهایی نیست ،رهایی از این بغض که بر سینه سنگینی می کند،رهایی از فریادی که بر گلویم چنگ می زند، ولی افسوس فریادهایم سکوت اختیار کرده اند ،سکوتی که در این بیابان ترسناک به تشنگی من افزوده است،و مرا جرعه ایی از نگاه دوباره ات کافی ست.🦋🦋
دیدگاه ها (۰)

می نویسم :امشب تمام تو را ،واژه ها همدیگر را در آغوش کشیدند ...

همراهت می‌آیم تا آخر راه …!و هیچ نمی پرسم هرگز ؛با تو اول کج...

‍ بیـا بنشین قلم امروزکه میـل گفتگو دارم شکسته بغض سنگینی که...

دلبَرا ، جانا ، نِگارا نازنین ، دَریای عِشقهَر چه می‌گویم کم...

🌱🍒دلم گرفته برایت... مگر نمی دانی !چرا برای‌ دلم یک غزل نمی‌...

«کجا باید رفت؟ وقتی خودِ “مقصد” رفته است…این دل که تنگ شده، ...

نیمه‌شب است؛ از آن ساعت‌هایی که سکوت، سنگین‌تر از همیشه بر س...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط