{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

𝘕𝘢𝘮𝘦:Red Covenant

𝘕𝘢𝘮𝘦:Red Covenant
𝘗𝘢𝘳𝘵:۱۷
ویو کوک/خواب خواب بود که یهو از صدای جیغ از جاش پرید و امد تو اتاقش که دید سوهی تو اتاق مخفی کوکیه و سریع رفت بالا و درو باز کرد

کوک/تو این بالا چه غلطی میکنی(عصبی)

سوهی/خوب...از اینجا صدا امد.....امدم بالا ببینم چیه دیدم این سگه هستش ببرش پایییننن

کوک/این سگ نگو اسم داره تازشم کلید این بالا رو از کجا پیدا کردی(عصبی)

سوهی/یادت رفت برش داری...کلید رو در بود...و اره...تازشم من از این سگا متنفرم

کوک/متنفر باش ولی من دوستش دارم

بم رو بغلش گرفت

کوک/بیا پایین بریم صبحونه بخوریم

سوهی/باشه..راستی دیشب شبه خوبی بود...برای لباسی که برام خریده بودی خیلی خیلی ممنونم قشنگ بود

کوک/دیشب هم تشکر کردی دیگه بسه بریم پایین

سوهی/همیشه اینقدر بد اخلاقی؟

کوک/اره بیا برو پایین

سوهی/تو نمیایی؟؟

کوک/نه برو

سوهی/باوشه...

بعد رفت پاییین و نشست سره میز

کوک/رفت تواتاق مخفیش و کشو رو باز کردد و عکسای ته رو دید

کوک/هی

بقیع عکس های ته رو از زیر بالشش برداشت و گذاشت تو کشو و قفلش کرد و امد بیرون و نشست سره میز صبحانه

یوری/دیشب..شبه خوبی بود مگه نه سوهی؟

سوهی/اره

کریس/پیش هم خوابیدین اره؟

سوهی/ن

کوک/اره

برای سوهی یه مربا گذاشت لای نون و داد بهش

کوک/بخور

سوهی/ممنون

یوری/یه خونه باید بخرید برای خودتون میگم اخه باید زن و شوهرا تنها باشن مگه نه؟بعدشم باید خونه داشته باشین...البته اگر دوست داشته باشید

کوک/نگران نباش امروز میرم خونه پیدا میکنم میخرم اینجا نمیمونم

کریس/هر وقت دلتون خواست بمونید خونه ی خودتونه بچه ها

کوک/اوم حالا تا پیدا کنم طول میکشه هر وقت پیدا کنم میریم

جوآ/قاشو محکم از قصد زد تو ظرف که همه پریدن به جز کوک

کریس/بچه چته

جوآ/هیچی قاشق از دستم در رفت بعدشم داداشم باید بمونه نمیخوام بره اون بره منم میرم

کوک/الهی من فدای اجیم شم

جوآ/حیحی

سوهی/بعضی وقته شک میکنم تو خواهره کوکی هستی..

جوآ/عزیزم تو که از هیجی خبر نداری نیاز نکرده شک کنی

کوک/عه دعوا نکنید دخترا باشه نمیرم

جوآ/هومم ملسی

کوک/فدات

سوهی/میگم امروز بریم فروشگاه یه خرید کوچولو کنم؟

کوک/میتونی بری من کار دارم میتونی با جوآ بری

جوآ/نه ممنون با یکی دیگه قرار دارم

کوک/با کی؟

لیوانو دستش گرفت و ابو داشت میخورد

جوآ/عام جیهوپ..

کوک/ابو توف کرد تو صورت یوری

یوری/رفت سرویس بهداشتی

کوک/جیهوپ؟برادر...تهیونگ؟

جوآ/اهم اره...ببخشید....

کوک/اح پس بگو چرا همیشه زودتر میرفتی مدرسه

جوآ/حیح اره

سوهی/تهیونگ کیه؟

کوک/هم کلاسی منه...

جوآ/اهوم ارهههه

کوک/زل زد به مبلی که با ته نشسته بود و رفت تو فکر

سوهی/جوآ نمیشه جیهوپ رو بیاری باهاش اشنا شم؟

جوآ/چرا؟

سوهی/با برادرش اشنا شم...

کوک/لازم نکرده(عصبی)

سوهی/چرا؟میخوام ببینم چه طور پسریه..

کوک/گفتم لازم نکرده هرجایی میخوایی برو ولی پیش اون نه فهمیدی؟(عصبی)

سوهی/باوشه...شوهر غیرتی...

کوک/هوفی کشید و کتشو برداشت و رفت سمته در

جوآ/کجا؟

کوک/برم کار پیدا کنم و خونه هم پیدا کنم

جوآ/باشه

کوک/هوم

رفت بیرون و درو بست سوار ماشین شد و رفت تویه کافه نشست و داشت و داشت اینستا رو چک میکرد که هوپ به کوک یه اسکرین شات برای کوک فرستاد

هوپ/اینو بخون با دله ته بازی نکن از اون زن جدا شو

کوک/بزار ببینم چیه بعد

هوپ/بخون

باقیشو میزارم
دیدگاه ها (۱۱)

چت های هوپی و تهیونگ... ولی اون کاور سه رو براش نفرستاده بود...

⁷ تیر

کاور اول (لباس سوهی)کاور دوم(لباس جونگ کوکی)یادم رفت بزارم ب...

𝘕𝘢𝘮𝘦:Red Covenant𝘗𝘢𝘳𝘵:۱۶ویو نویسنده/ چند روزی گذشت که کوک هن...

𝘕𝘢𝘮𝘦:Red Covenant𝘗𝘢𝘳𝘵:۱۸ویو کوک/ کتشو برداشت و کفشاشو پوشید ...

𝘕𝘢𝘮𝘦:Red Covenant𝘗𝘢𝘳𝘵:۱فصل/۲ چند روزی گذشت...ویو سوهی/تا دید...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط