{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

راه گم کرده و با رویی چو ماه آمده‌ای

راه گم کرده و با رویی چو ماه آمده‌ای
مگر‌ ای شاهد گمراه به راه آمده‌ای

باری این موی سپیدم نگر‌ای چشم سیاه
گر بپرسیدن این بخت سیاه آمده‌ای

کشته چاه غمت را نفسی هست هنوز
حذر‌ ای آینه در معرض آه آمده‌ای

از در کاخ ستم تا به سر کوی وفا
خاکپای تو شوم کاین همه راه آمده‌ای

چه کنی با من و با کلبه درویشی من
تو که مهمان سراپرده شاه آمده‌ای‌

می‌تپد دل به برم با همه شیر دلی
که چو آهوی حرم شیرنگاه آمده‌ای

آسمان را ز سر افتاد کلاه خورشید
به سلام تو که خورشید کلاه آمده‌ای

شهریارا حرم عشق مبارک بادت
که در این سایه دولت به پناه آمده‌ای
gadasi🌹🦋🦋🌹
#خاصترین
دیدگاه ها (۴)

راه گم کرده و با رویی چو ماه آمده ایمگر ای شاهد گمراه به راه...

شمع های سوزان کاپل: کای ، جنیسبک؟ تک پارتی ( Rose ) با لبخند...

یک سگ زیادی ولگرد

راه گم کرده و با رویی چو ماه آمده‌ایمگر‌ ای شاهد گمراه به را...

راه گم کرده و با رویی چو ماه آمده ایمگر ای شاهد گمراه به راه...

می تپد دل به برم با همه شیر دلیکه چو آهوی حرم شیرنگاه آمده ا...

طبعم از لعل تو آموخت در افشانیهاای رخت چشمه خورشید درخشانیها...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط