my crazy mafiya
Part2
غذارو گرفتم گذاشتن جلوش دستاشو باز کردم و.....
خیلی درموردش کنجکاو بودم
ازش میترسیدم ولیدلم میخواست چهرش ببینم
موهاشو کنار زدم که یهو چشماشو باز کرد
+گمشو
ترسیدم و خودمو عقب کشیدم
_خب....خب...خب برات غذا آورده بودم که بخوری میخواستم ببینم خوابی یا بیداری
سرشو بالا آورد با اینکه صورتش پر خون بود ولی واقعا چهره ی قشنگی داشت
دور دستاش رو ماساژ داد و شروع کرد به خوردن غذا
بلند شدن رفتم سر جام نشستم و بهش نگاه میکردم
هنوز پاهاش بسته بود
+نگام نکن غذارو کوفتم کردی
_اا!؟بب.....ببخشید
روم رو اونور کردم
_وایی خدا ۶ ساعت باید اینو تحمل کنم(اروم)
+چی گفتی؟
_هیچی هیچی(خنده زایع)
غذاشو خورد بلند شد دستامو گرفت و سمت خودش برد و ...
ادامه دارد.....
لایک و فالو یادت نره😘
غذارو گرفتم گذاشتن جلوش دستاشو باز کردم و.....
خیلی درموردش کنجکاو بودم
ازش میترسیدم ولیدلم میخواست چهرش ببینم
موهاشو کنار زدم که یهو چشماشو باز کرد
+گمشو
ترسیدم و خودمو عقب کشیدم
_خب....خب...خب برات غذا آورده بودم که بخوری میخواستم ببینم خوابی یا بیداری
سرشو بالا آورد با اینکه صورتش پر خون بود ولی واقعا چهره ی قشنگی داشت
دور دستاش رو ماساژ داد و شروع کرد به خوردن غذا
بلند شدن رفتم سر جام نشستم و بهش نگاه میکردم
هنوز پاهاش بسته بود
+نگام نکن غذارو کوفتم کردی
_اا!؟بب.....ببخشید
روم رو اونور کردم
_وایی خدا ۶ ساعت باید اینو تحمل کنم(اروم)
+چی گفتی؟
_هیچی هیچی(خنده زایع)
غذاشو خورد بلند شد دستامو گرفت و سمت خودش برد و ...
ادامه دارد.....
لایک و فالو یادت نره😘
- ۴۹
- ۰۴ اسفند ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط