سایه های عدالت
پشت هر لبخندِ ما، انبارِ استظهارهاست
شرحِ این ماتم، فراتر از بیانِ تارهاست
در ترازوی عدالت، سنگِ کین سنگین شده
ننگ بر عدلی که میزانش چنین معیارهاست
تکیه بر دیوارِ لرزانی زدیم از ابلهی
غافل از آنکه تبر در دستِ این دیوارهاست
باغبان میگفت از گل، قصدِ او غارت نبود
حیف دیدیم آنکه میرویید، نیشِ خارهاست
سفرهشان رنگین زِ خون و وعدهشان از جنسِ باد
حاصلی کی دارد این گندم که در انبارهاست؟
صبر را گفتند درمان است بر هر دردمان
صبرِ ما اما خودش، سرمنشأِ آزارهاست
فصلِ سرما آمد و بلبل گلویش بسته شد
آنچه میخواند در این گلشن، فقط کفتارهاست
واژه را زنجیر کردند و قلم را دارِ ظلم
در لغتنامه، شرف، مدفونِ این آمارهاست
محمد خوش بین
شرحِ این ماتم، فراتر از بیانِ تارهاست
در ترازوی عدالت، سنگِ کین سنگین شده
ننگ بر عدلی که میزانش چنین معیارهاست
تکیه بر دیوارِ لرزانی زدیم از ابلهی
غافل از آنکه تبر در دستِ این دیوارهاست
باغبان میگفت از گل، قصدِ او غارت نبود
حیف دیدیم آنکه میرویید، نیشِ خارهاست
سفرهشان رنگین زِ خون و وعدهشان از جنسِ باد
حاصلی کی دارد این گندم که در انبارهاست؟
صبر را گفتند درمان است بر هر دردمان
صبرِ ما اما خودش، سرمنشأِ آزارهاست
فصلِ سرما آمد و بلبل گلویش بسته شد
آنچه میخواند در این گلشن، فقط کفتارهاست
واژه را زنجیر کردند و قلم را دارِ ظلم
در لغتنامه، شرف، مدفونِ این آمارهاست
محمد خوش بین
- ۴۳۵
- ۱۳ دی ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط