هربار که میره دکتر نا امید میشه اما بخاطر عشقی که به فریت

هربار که میره دکتر نا امید میشه اما بخاطر عشقی که به فریت داره و اینکه میخواد آرزوی اونو برآورده کنه چیزی نمیگه و این درد تنهایی تحمل میکنه، البته که امیدواریم اینبار بگه و فریت زودتر بفهمه اینبار این مسیرِ سخت باهم طی کنن‌ اینطوری برای مخاطب قشنگ تره🌹
دیدگاه ها (۲)

وقتی فریت این حرفا رو میزد سیران تو ذهنش همشونو تصور کرد،و ب...

ترسِ از دست دادن تو چشماش موج میزنه..💔

کانال NOW آصلاز رو «پرشورترین عشق و محبت سال» معرفی کرد ❤️‍...

گالری شات های قسمت سوم سریال تو گریه نکن استانبول

P²⁵روز ها میگذشتن..هر روز،هر روز به بهونه هایی سر صحبتو باز ...

خون آشام عزیز (79)

P22🍯لارا«دست و پاهام خیلی درد میکرد اون نگهبانه خیلی بد پرتم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط