هربار که میره دکتر نا امید میشه اما بخاطر عشقی که به فریت

هربار که میره دکتر نا امید میشه اما بخاطر عشقی که به فریت

هربار که میره دکتر نا امید میشه اما بخاطر عشقی که به فریت داره و اینکه میخواد آرزوی اونو برآورده کنه چیزی نمیگه و این درد تنهایی تحمل میکنه، البته که امیدواریم اینبار بگه و فریت زودتر بفهمه اینبار این مسیرِ سخت باهم طی کنن‌ اینطوری برای مخاطب قشنگ تره🌹
دیدگاه ها (۲)

𝑭𝒐𝒓𝒈𝒊𝒗𝒆 𝑴𝒆Part 23جین بعد از تماس رینا سریع سوار ماشین شد و د...

پارت ۹و رفت تو اتاق و همینطور که پاهام دور کمرش حلقه بودو با...

شروع 🎀کفش ها و دستکش هارو پوشید و احساس احمق بودن کرد لباس ب...

ابلیس

(^o^) (^o^) مردی که روبروش وایساده بود ظاهری ناخوشایند داشت....

𝑻𝒆𝒎𝒑𝒕𝒂𝒕𝒊𝒐𝒏 𝒂𝒏𝒅 𝒔𝒉𝒂𝒅𝒐𝒘سایـہ و وسوسـہ𝐏𝐚𝐫𝐭 23بچه ها من متوجه شد...

سناریو مایکی { جنگل چشمات }8 سالگی))چشماشو باز کرد. مثل همیش...

KIM V

"سناریو" وقتی برادرتن:)

#pain #P¹⁵ با حسه سوزش طرفه چپه صورتم حرفم ناقص موند دستمو گ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط