نگاه اول

نگاه اول 💖🌔
پارت⁴⁶



دیانا، رفتیم ط اتاق ارسلان لباسمو در اورد ¹دقیقه لبامو خورد بعد لباس های خودشو در اورد




ارسلان، رفتیم ط اتاق لباس های دیانا رو در اورد ¹دقیقه لباشو خوردم بعد لباس های خودمو در اوردم





دیانا، ارسلان


ارسلان، جونم



دیانا، اروم بزنی توم ها



ارسلان، چشم

بعد در اوردم یه ت. ل. م. ه زدم


دیانا، اه یواش



ارسلان، ی زره تند تر زدم


دیانا، اه ارسلانننن



ارسلان، ی زره بیشتر زدم


دیانا، اه ی مایع داغی حس کردم


ارسلان، مبارکه مامان شدی


دیانا، عا پدر منو در اوردی اخ اخ


ارسلان، ببخشید برو حموم بزار بلند کنم ببرمت



دیانا، بلندم کرد منو برد تو وان بعد رفت من حموم کردم امدم لباس هامو پوشیدم خوابیدیم
دیدگاه ها (۲)

نگاه اول 💖🌔پارت ⁴⁷ارسلان، دیانا رو بردم ط وان خودم رفتم حمو...

نگاه اول 💖🌔پارت⁴⁸دیانا، رفتم دکتر ازمایش دادم بچه دار بودم...

یادتش بخیر

رمان بغلی من پارت ۱۱۲و۱۱۳و۱۱۴دیانا: دستمو جلوی لبم گرفتم ارس...

رمان بغلی من پارت ۱۳۰و۱۳۱و۱۳۲و۱۳۳دیانا: قرار بود بریم یه سری...

رمان بغلی منپارت ۱۲۹و۱۳۰ ارسلان: یه لحظه احساس کردم قلبم نمی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط