{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

P

P.3
_
تهیونگ: اره خستم کردن.
مثل همیشه داد میزدم
عصبانی بودم.
نتونستم خودمو کنترل کنم.

لیلیوم: خب اینقد سخت نگیر، اصلا چند روز مرخصی بگیر استراحت کن پیشم باش.

تهیونگ: تو که همیشه پیشمی، سمت چپ سینم.

لیلیوم خنده کوچیکی کرد.

تهیونگ: قلب من یخیه.
سردِ سرده.
اما برای تو، یه قلب کوچیکه که تند تند میتپه.

لیلیوم: میدونم نمیخواد یادآوری کنی)
فقط آروم باش.

تهیونگ: توی این لحظه اصلا بهم نگو آروم باش.
چون آروم ترین این دنیام.
_
پایان... .
دیدگاه ها (۵)

P.1_لنا: 10ماه اندازه 10 سال گذشت.نبودت منو دیوونه کرد.خودم ...

P.2_گوشیشو جواب داد.درکمال تعجب آوری صدایی آشنا شنید.-لنا؟لن...

P.2_دخترک پیش تهیونگ نشست و دستشو گذاشت روی شونه تهیونگلیلیو...

P.1_با خستگی تمام اومد خونه.خسته خسته بود.خسته از کارجر و بح...

درمانگر عشق. پارت۴۷

part 25 ا.ت : برو بالا لباست رو عوض کن تا من میز رو میچینم ت...

عشق یا نفرت؟ (طابع قوانین ویسگون) P³⁹*وقتی الا در رو باز کرد...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط