P
P.2
_
گوشیشو جواب داد.
درکمال تعجب آوری صدایی آشنا شنید.
-لنا؟لنی کوچولوم؟ صدامو میشنوی؟
لنا اشک توی چشم هاش جمع شد و لباش و بدنش میلرزیدن.
لنا: ج-جونگکوک؟
جونگکوک: خودمم دخترم
لنا باورش نمیشد. جونگکوک خیلی وقت بود که نبود و نیست.
سریع تلفن رو قطع کرد.
بلند بلند گریه میکرد.
نه اینکه از مرگ کوک ناراحت باشه، از اینکه صدایی آشنا قلبشو دوباره زنده کرده.
لنا زمزمه کرد:
تو.. توگفتی هیچوقت ولم نمیکنی و چیزی قرار نیست مارو جدا کنه ولی رفتی.
میدونم همش تقصیر منه عوضیه.
تا اینکه واسش پیام میومد.
همون شماره بود که بهش زنگ زده بود.
پیام جونگکوک: چرا قطع میکنی لنی کوچولوم؟
همونطور مثل همیشه میگف لنی بهش.
اون واقن خودش بود.
جونگکوک ویس داد:
دختر قشنگم، عروسکم چرا قطع میکنی روم؟من اینجام فقط باهام حرف بزن.
لنا جوابشو داد.
باهاش حرف زد، اون واقن مثل جونگکوک بود. شاید خود جونگکوک بود! باهاش مو نمیزد.
_
ادامه دارد... .
_
گوشیشو جواب داد.
درکمال تعجب آوری صدایی آشنا شنید.
-لنا؟لنی کوچولوم؟ صدامو میشنوی؟
لنا اشک توی چشم هاش جمع شد و لباش و بدنش میلرزیدن.
لنا: ج-جونگکوک؟
جونگکوک: خودمم دخترم
لنا باورش نمیشد. جونگکوک خیلی وقت بود که نبود و نیست.
سریع تلفن رو قطع کرد.
بلند بلند گریه میکرد.
نه اینکه از مرگ کوک ناراحت باشه، از اینکه صدایی آشنا قلبشو دوباره زنده کرده.
لنا زمزمه کرد:
تو.. توگفتی هیچوقت ولم نمیکنی و چیزی قرار نیست مارو جدا کنه ولی رفتی.
میدونم همش تقصیر منه عوضیه.
تا اینکه واسش پیام میومد.
همون شماره بود که بهش زنگ زده بود.
پیام جونگکوک: چرا قطع میکنی لنی کوچولوم؟
همونطور مثل همیشه میگف لنی بهش.
اون واقن خودش بود.
جونگکوک ویس داد:
دختر قشنگم، عروسکم چرا قطع میکنی روم؟من اینجام فقط باهام حرف بزن.
لنا جوابشو داد.
باهاش حرف زد، اون واقن مثل جونگکوک بود. شاید خود جونگکوک بود! باهاش مو نمیزد.
_
ادامه دارد... .
- ۱.۴k
- ۲۹ بهمن ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط