{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

در آغوش سرنوشت، رهایم کردی و من در ورطه‌ی تباهی غرق شدم؛

در آغوش سرنوشت، رهایم کردی و من در ورطه‌ی تباهی غرق شدم؛ آنکه از این تاریکی برخاست، دیگر نه آن لیلیِ آشنای توست و نه آن دلداده‌ی دیرینت.
@خورشـــــید
دیدگاه ها (۷)

هیچی دیگه نشستم زار زار گریه کردم؛حقیقت من چند روزیه فشار زی...

اگه یه روز تو زندگیم این مرد رو ببینم به احترامش فقط سجده می...

بچه ها خوب هستید؟ آگوستینا شرمندس اگه پیام دادین و ندیدم؛ حج...

از دلِ روزهایی که نفس در سینه‌ام به تنگ آمده، هنوز گاهی به ت...

آغوشت؟میتوانم تا آخرین نفس درباره اش بنویسم.آغوش تو همچو مکا...

دسـت نوشـتـه هـای عمــو هیـــون قسمــت دومبیست و هشت ژوئن نخ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط