دلم تنگ است این شب ها یقین دارم که میدانی

دلم تنگ است این شب ها یقین دارم که میدانی

دلم تنگ است این شب ها یقین دارم که میدانی
صدای غربت مرا ز احساسم تو می خوانی
شدم از دردوتنهایی گلی پژمرده و غمگین
ببار ای ابر پاییزی که دردم را تو می دانی
میان دوزخ و عشقت پریشان و گرفتارم
چرا ای مرکب عشقم چنین آهسته می رانی
تپش های دل خستم چه بی تاب و هراسانند
به من آخر بگو ای دل چرا امشب پریشانی
دلم دریای خون است و پر از امواج بی ساحل
درون سینه ام آری تو آن موج هراسانی
هماره قلب بیمارم به یاد تو شود روشن
چه فرقی می کند اما تو که این را نمی دانی...توکه این رانمی دانی...
دیدگاه ها (۰)

«بعضی شعرها را که می‌خوانی، انگار کسی از پشتِ پرده‌های غبارآ...

«خانه، بی‌تو چقدر سرد و ساکت است…»بابا.جون.مهربونم😔می‌دانی؟...

چو نمازِ شامِ هر کس بنهد چراغ و خوانیمنم و خیال یاری غم و نو...

کیستی که من جز او نمی بینم و نمیابمدریای کدام پشت پنجره ای؟ک...

بندبند جانم❤️بہ دوست داشتنت بند استتو آن تپش بے قراریلابہ لا...

.#دلیاخــــــــلاقم ...............    حکم ميکــــــنه.........

بفرست برای اونی که باید: 💌بهت قول میدم که تو هر شرایطی کنارت...

♛ مرضیــه♜♚♥ ℒ♡ⓥℯॐ ♌🌞 ✿الا ای نقش روحانی چرا از ما گریزانیتو...

My lovely neighbor part : 83

^فیک جونگکوک^(پارت؟)

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط