{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

شب

p⁷²
ریخت سپرایت رو توی لیوان ریخت و جلوی ات گذاشت ات سرشو بلند کرد ولی چونش هنوزم روی زمین بود
ات. اینو بخورم زخم معده نمیشم
ج. نه نمیشی بخور تا قهوه هم برات دست کنم تا حسابی حالت جا بیاد
ات. حالم جاشه
ج. باشع جاشه
ات  راست نشست و لیوان رو برداشت و کم کم اون نوشیدنی رو میخورد
ج. دیشبو یادته
ات. کم
ج. حرفاتو چی
ات. کودوم ها
ج. حرفاتو دیگه
ات. حرفامو یادم نیس
ولی
ج. ولی !؟
ات. یادمه رقصیدم با دستای نرم و کوچیک با عطر مردونه و خنک با ماسک مشکی
جیمین گوشه لبش لبخند نشست
ج. پس تو فهمیدی اون من بودم
ات. از اولش
جیمین جلوی خندش رو نتونسته بود بگیر و زده بود زیر خنده
ات. چرا آخه نگفتی تو هم دعوتی من به جای
ج. اسمشو نگو
ات. چرا
ج. خوشم نیاومد ازش
ات.دلیلش
ج. اونم برا من بمونه
ات چشماشو به جیمین دوخته بود
ج.اونجوری نگام نکن
ات. خوب میدونی دوس ندارم بلاتکلیف باشم
ات. فردریک کاریت کرده
ج. نه
ات. پس چرا بدت اومده ازش
ج. برنامه منو خراب کرد
ات. برنامت چی بود
ج. یه سوپرایز برات داشتم
ات. خب
ج. نشد دیگه
ات. چی بود سوپرایزت
ج. نمیگم
ات با بیحوصلگی به صندلیش تیکه کرد  و به جیمین نگا میکرد تا این که حرفش یادش اومد
ات. داشتی میگفتی من چی گفتم بهت
ج. من همچین چیزی نمیگفتم
ات. جیمین اذیت نکن دیگه
ج. سعی کن به خاطر بیاری
ات. اوفففف
ج. اخم نکن
ات. به خدا به یاد میارم صبر کن
ات از روی صندلیش بلند شد و داشت میرفت
ج. قهوت
ات. نمیخورم خودت بخور
ات تا ساعت ها توی اتاقش نشسته بود و به دیشب فکر میکرد
پاشد و رفت توی سرویس و شیر آب رو باز کرد و صورتش رو شست
وقتی داشت توی اینه به صورت خیسش نگا میکرد یهو تموم حرکاتش حرفاش به خاطرش اومد و این باعث شد ات با حوله صورتش رو از خجالت بپوشونه و توی دلش به خودش چندین حرف بزنه که چرا مست کرده
دیدگاه ها (۰)

شب

شب

شب

شب

شب

شب

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط