{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

عاشقم باش پارت ده

عاشقم باش پارت ده

دو هفته بعد:

دیانا : رفتیم خونه گرفتم خوابیدم بلند شدم دیدم شب یهو ترسیدم رفتم ببینم ارسلان هست دیدم نیست یهو چشام سیاهی رفت🥺
ارسلان : دیدم دیانا افتاد بغلش کردم بردمش تو اتاق گذاشتمش روی تخت می لرزید سفت بغلش کردم🥶
رومینا: خواستم ارسلان سوپرایز کنم ارسلان بهم کلید داد بود رفتم درو باز کردم که دیدم ارسلان یه دختر بغل کرده .... ار ارسلان🤨
ارسلان : یهو دیدم رومینا اومده رفتم پیشش... سلام عشقم
رومینا: این دختر هرزه کیه که بغلش کردی🤬
ارسلان : نفهمیدم چیشد که یهو زدم تو گوشش کسی که دیونشم کسی که نمیتونم بدون اون زندگی کنم
رومینا: خیلی بیشعوری
ارسلان : عشقم نرو
رومینا : خفشو
ارسلان : رومینا رفت احساس می کردم عاشق رومینا نیستم یه حالی بودم دیدم دیانا روبروم😘
دیانا :ارسلان تو اینجا چکار می کنی
ارسلان: هیچی نیست برو بخواب
دیانا: رومینا بود
ارسلان: اممم نه
دیانا: چرا که به منم گفت هرزه😡
ارسلان: آره اون بود
دیانا : من باید ازت جدا شم🤐
ارسلان: چرا
دیانا : چون رومینا دیگه برگشته
ارسلان: این حرف که زد احساس کردم که عاشقشم .... فعلا برو بخواب
دیانا : ارسلان
ارسلان: جونم
دیانا : تو که هیچوقت به من نمیگفتی جونم ولش کن من ... یهو نفهمیدم چیشد افتادم تو بغل ارسلان🤩
صبح شد
دیانا : ارسلان بلند شو
ارسلان: چیزی شده
دیانا : من عاشق شدم یعنی عاشق ممد🥲
ارسلان: منی که تازه عاشقش شدم با این حرفش جا خوردم... خب به من چه🥺
دیانا: خیلی بیشعوری دارم باهات درد و دل میکنم
ارسلان: ینی دیانا یک بار دیگه از عشق عاشقیت حرف بزنی دیگه نه من نه تو
دیانا : چرا
ارسلان: چون الان قانونی زن منی🥳😍
دیدگاه ها (۹)

ادیتم از اردیا بگین خوب شده یا نه

اصکی از@uunituunuunituuunitu

عاشقم باش پارت نه خواهر ارسلان: سلام داداش گلم🫂ارسلان : سلام...

عاشقم باش پارت هشتدیانا: چرا ؟🧐ارسلان : 5 ماه دیگه به رومینا...

انتقام خونینپارت۳من دیگه اون نمی‌گم میگم رومیناکه یهو..........

پارت هفتم ................................ویو دازایموقعی که ...

تاپ فرم رو برا اولین بی ال دیدم عاشق اسمارت بوم شدمدوروز بعد...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط