{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

عاشقانه های شبنم

‍ آن‌گونه دلتنگ بودم
که باران در نگاهم،
به هِیبتِ تو طلوع می‌کرد
پِچ‌پِچه‌ی زَنبق و یاس
با صدای تو به‌ گوشم می‌رسید
و تمام شعرها مُنَقّش بود به چشم‌هایت!
بی‌قرار بودم آن‌چنان
که در آستانه‌ی تمام درب‌ها تو ایستاده بودی
منتظرِ پشتِ تمامِ پنجره‌ها تو بودی و
تعبیرِ تمام خواب‌ها تو
دیدگاه ها (۰)

«دیروز، دوباره عاشقت شدم. آن‌قدر زیبا بودی که بارها خواستم ب...

اگر بخوام غیر از گرونی چیزی بگم که دلم رو گرم کنه از چشم‌های...

محبوب ابدی دلممرا تنگ در آغوش بگیر آن چنان که کسی نتواند مرا...

پدرم نیست ...

✦ اولین گناه ✦فصل چهارم: دو شکارچی، یک طعمه — قسمت اول---پای...

#عشق_یا_گلوله؟𝑪𝒉𝒂𝒑𝒕𝒆𝒓 𝑶𝒏𝒆 : ¹𝑷𝒂𝒓𝒕 : ¹ویو میکا_____ساعت نزدیک...

مرد بی رحم

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط