{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

بی خدا حافظی جدا شدیم ؛

بی خدا حافظی جدا شدیم ؛
و من مانند کودکی بودم که نبوسیده دفن شد...
.
.
من
هر آنجایم که درد آنجاست
زیرا
من
بر هر دانه‌ی اشک مصلوب شده‌ام
من گناهم یکسر نابخشودنی است
زیرا من
در جان خود سوزانده‌ام
محبت نه!
کشتزارهای محبت را.

#مایاکوفسکی
دیدگاه ها (۲۹)

درست آنجا که ترکم کرده ای ، ایستاده ام...اما همانند زمانی که...

« محبوب او بودن ،یعنی که خلیدن منقار تیز پرنده در تن ،یا بر ...

‌مرا دوست داشت؛مثل کسی که می‌توانست تیغش را با "بریدگی" کُند...

او تند خو نبود ؛آن ها از سمتِ شکسته اش به او نزدیک میشدند......

اخرین امتحان برگزار و ترم تمام شد باید به خانه میرفتم موقع ...

پارت بیست و پنجم در آغوش زندانویو نویسنده اتاق ساکت بود… ف...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط