{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

⠀ִֶָ ⠀ִֶָ ⠀ִֶָ ⠀ִֶָ ⠀ִֶָ ⠀ִֶָ ⠀ִֶָ ⠀ִֶָ ⠀ִֶָ ⠀ִֶָ ⠀ִֶָ ⠀ִ

⠀ִֶָ ⠀ִֶָ ⠀ִֶָ ⠀ִֶָ ⠀ִֶָ ⠀ִֶָ ⠀ִֶָ ⠀ִֶָ ⠀ִֶָ ⠀ִֶָ ⠀ִֶָ ⠀ִֶָ ⠀ִֶָ ⠀ִֶָ ⠀ִֶָ ⠀ִֶָ ⠀ִֶָ ⠀ִֶָ ⠀ִֶָ ⠀ִֶָ
↰ یِکــی یه روزی اومَد تو زندِگیم
نمیدونستَم انقد قراره برام عَزیز باشه
قَرار نبود انقد دوستِش داشته باشم
شد جُزوی از ‹ خانِوادَمــ ›
انقدر دوست داشتَنی!
وقتایی که پیشَم بود پُشتَم گرم بود
وَقتی نبود هم ازم دِفاع می‌کرد
یهویی شُد بِهترینِــ مَن!ˆˆ🫂💕✨

•••❥
دیدگاه ها (۰)

★彡   Part 70 彡★ بلاخره رفع دلتنگی کرد.با نفس نفس ازم جدا شد ...

و خداوند بهترین گزینه است برای پناه...

You are paying back karma پارت³³²⁰:²⁵از رو تخت بلند شد..به ک...

❤️‍🔥╣⁠[⁠No touching فصل ۲]⁠╠⁠❤️‍🔥⁦(⁠。⁠♡⁠part 187♡⁠。⁠)⁩حس کرد...

فیک تهیونگ مافیایی اص*مات

(عشق ممنوعه) *part ¹⁹*~~~~~~~~~~...

دلبرِ چشم‌قشنگِ من…بورکِ نازِ من 🧿بعضی آدما یه جوری وارد زند...

(کشتار مافیا) «پارت 2»و مثل دیونه ها داشت میخندید وهمینطور ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط