{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

ولی کاش آخر داستان ما اینطوری تموم نمیشد کاش حداقل یه ع

ولی کاش آخرِ داستان ما اینطوری تموم نمیشد. کاش حداقل یه عکسِ دونفره‌یِ یادگاری داشتیم که وقتی دلتنگت میشم، لبخندامون تویِ اون عکسو نگاه میکردم و برای چند لحظه هم که شده، غم ازم دور میشد.
کاش حداقل ازت یه یادگاری داشتم و زمانی که دلم پَر میکشید واسه‌ت و نمیتونستم بیام سراغت، اون یادگاری رو لمس میکردم، میبوسیدمش که از دست‌هایِ تو گرفتمش.
کاش حداقل واسه یه بارم که شده با تو یه مسیری رو قدم میزدم؛ تا الان که ندارمت، میرفتم اون مسیرو قدم میزدم با خیالِ اینکه توام داری مثل همون یبار پا به پای من میای.
کاش اصلا میشد یه بار بغلم میکردی، بغلت میکردم، دستای همدیگرو می‌گرفتیم؛ اون‌وقت شاید الان‌که دلتنگت میشدم، با تصورِ اون لحظات قلبم آروم میشد. و یا کاش اصلا از صدات یه وُیس با مدت زمانِ بی‌نهایت داشتم که تا آخرِ عمرم همونو گوش میکردم. یا نه! کاش یکی از پیراهناتو که بوی تورو دارنو بهم میدادی، تا هر وقت که دلتنگِ آغوشت میشم، اون پیراهن رو بغل میکردم و دلتنگیم کم میشد. نمیدونم، نمیدونم ولی باید یه چیزی بیشتر از چندتا عکس ازت داشتم. این اصلا انصاف نیست وقتایی که دلتنگت میشم، جز نگاه کردن به چندتا از عکسات، ندونم باید چیکار کنم! شاید اگه برای یه بارم که شده، از نزدیک می‌دیدمت، تحملِ این همه دلتنگی برام راحت‌تر میشد.
کاش آخرِ داستانِ ما انقدر غم‌انگیز تموم نمیشد ...
دیدگاه ها (۰)

روزی به خودت می آیی و میبینی هر چقدر برای  بودنش جنگیدی او ب...

تو سهم دیگری بودی و من درگیر رویایتخجالت میکشم از دل، که عمر...

﮼تَمومِ‌زِندِگیمی‌دَرمونِ‌خستگیمی…🤍

گفتم: بالاخره که فراموشش می کنی... اینجوری نمی مونه...نفس عم...

یادش بخیر حاضرم جونمو بدم ولی حداقل یه بار دیگه تحربش کنم دی...

‌ ‌‌ ‌‌ ‌ ‌‌ ‌ ‌ ‌ ‌‌    ‌ ‌ ‌‌ ‌‌ ‌ ‌‌ ‌ ‌ ‌ ‌‌    ‌  ‌ ‌‌ ...

(پارت چهارده)قهوه هارو بردم و خودم هم نشستم یه گوشه داشتم ب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط