{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پارت انتخاب من

پارت۲. انتخاب من





صبح:
هنوز خورشید طلوع نکرده بود که درو باز کرد پیشبندشو بست و شروع کرد جارو کردن زمین خیابونا خلوط بودن دیگه خبری از اون شلوغی نبود بلاخره خورشید طلوع کرد دست از جارو کردن برداشت طلوع خورشید واقعا زیبا بود نور خورشید به کل مغازه تابید و همه جارو روشن کرد با صدای زنگوله در به طرف در برگشت
¢اونجو
_رز این وقت صبح اینجا چیکار داری
¢داشتم میرفتم دانشگاه گفتم بهت سربزنم
_البته بیا بشین
صندلی رو عقب داد و نشست
¢خب چخبر
_سلامتی تو چخبر دانشگاه چطوره
¢خوب پیش میره....تو هنوز تصمیم نگرفتی برگردی؟
_رز قبلا که راجب این موضوع حرف زدیم گفتم که دیگه برنمیگردم
¢منم گفتم صبرکن نظرت عوض میشه
_رز من نمیتونم برگردم دانشگاه هیچوقت لطفا بیخیال شو
¢نمیخواستم تحت فشارت بزارم فقط میگم حیفه این همه زحمت کشیدی براش
_رز لطفا.....
نفس عمیقی کشید
¢باشه دیگه چیزی نمیگم ولی بازم فکرکن لطفا
خواست چیزی بگه که با صدای بوغ ماشین حواسش پرت شد
¢بابام برام راننده گزاشته واسه احتیاط
_احتیاط برای چی؟
رنگش پرید و چهرش مظطرب شد
¢من دیگه برم دانشگاهم دیر میشه
از روی صندلیش بلند شد
_باشه ممنون که اومدی
¢میبینمت
رفت بیرون و سوار ماشین گرون قیمتش شد بعضی وقتا میدید که با امنیت شدید بیرون میره پدرش انقدر ساده نگرانشه که بادیگارد استخدام کنه؟نفسی کشید که صدای زنگوله به صدا دراومد
+صبح بخیر
_صبح بخیر
€وای ماشین دختره رو دیدین معلومه از اون خرپولاست!
£نمیدونستم از این مشتری های پولدار داریم
رفتن تا حاظر بشن جارو و سرجاش گذاشت با صدای یکنفر به پشت برگشت
٫اونجو
_بله
٫خب بابت دیروز ممنونم لیوانای شکسته رو جمع کردی
_خواهش میکنم اتفاقه پیش میاد منم روزای اولم اینطوری بودم ولی عادت کردم
٫دیروز این رو پیدا کردم فکرکردم وقتی نشستی زمین از گردنت افتاده
گردنبند ققنوس رو گرفت
_عا ممنونم اصلا متوجه نبودش نشدم
موهاشو عقب داد و انداخت گردنش
٫حتما برات مهمه از وقتی اینجا کار میکنم همیشه گردنت دیدم
_اره از بچگی باهامه برام ارزشمنده
٫خب دیگه من برگردم سرکارم
_اوهوم
صبح:
هنوز خورشید طلوع نکرده بود که درو باز کرد پیشبندشو بست و شروع کرد جارو کردن زمین خیابونا خلوط بودن دیگه خبری از اون شلوغی نبود بلاخره خورشید طلوع کرد دست از جارو کردن برداشت طلوع خورشید واقعا زیبا بود نور خورشید به کل مغازه تابید و همه جارو روشن کرد با صدای زنگوله در به طرف در برگشت
¢اونجو
_رز این وقت صبح اینجا چیکار داری
¢داشتم میرفتم دانشگاه گفتم بهت سربزنم
_البته بیا بشین
صندلی رو عقب داد و نشست
¢خب چخبر
_سلامتی تو چخبر دانشگاه چطوره
¢خوب پیش میره....تو هنوز تصمیم نگرفتی برگردی؟
_رز قبلا که راجب این موضوع حرف زدیم گفتم که دیگه برنمیگردم
¢منم گفتم صبرکن نظرت عوض میشه
_رز من نمیتونم برگردم دانشگاه هیچوقت لطفا بیخیال شو
¢نمیخواستم تحت فشارت بزارم فقط میگم حیفه این همه زحمت کشیدی براش
_رز لطفا.....
نفس عمیقی کشید
¢باشه دیگه چیزی نمیگم ولی بازم فکرکن لطفا
خواست چیزی بگه که با صدای بوغ ماشین حواسش پرت شد
¢بابام برام راننده گزاشته واسه احتیاط
_احتیاط برای چی؟
رنگش پرید و چهرش مظطرب شد
¢من دیگه برم دانشگاهم دیر میشه
از روی صندلیش بلند شد
_باشه ممنون که اومدی
¢میبینمت
رفت بیرون و سوار ماشین گرون قیمتش شد بعضی وقتا میدید که با امنیت شدید بیرون میره پدرش انقدر ساده نگرانشه که بادیگارد استخدام کنه؟نفسی کشید که صدای زنگوله به صدا دراومد
+صبح بخیر
_صبح بخیر
€وای ماشین دختره رو دیدین معلومه از اون پولداراست!
£نمیدونستم از این مشتری های پولدار داریم
رفتن تا حاظر بشن جارو و سرجاش گذاشت با صدای یکنفر به پشت برگشت
٫اونجو
_بله
٫خب بابت دیروز ممنونم لیوانای شکسته رو جمع کردی
_خواهش میکنم اتفاقه پیش میاد منم روزای اولم اینطوری بودم ولی عادت کردم
٫دیروز این رو پیدا کردم فکرکردم وقتی نشستی زمین از گردنت افتاده
گردنبند ققنوس رو گرفت
_عا ممنونم اصلا متوجه نبودش نشدم
موهاشو عقب داد و انداخت گردنش
٫حتما برات مهمه از وقتی اینجا کار میکنم همیشه گردنت دیدم
_اره از بچگی باهامه برام ارزشمنده
٫خب دیگه من برگردم سرکارم
_اوهوم
دیدگاه ها (۰)

پارت۳. انتخاب منچندساعت گذشت دوباره خیابان شلوغ سئول پر ا...

پارت۴. انتخاب من Πاونجو_دکتر چان چیزی شده ؟Πخبر خوبی دار...

پارت۱. انتخاب منیک روز شلوغ دیگه در سئول میگذشت صدای ...

my choice

اعـتـمـاد بـهــ عــشــق صبح زود بیدار شدم تا دیر به دانشگاه ...

پارت۹. انتخاب من ۱۲شب سئول:بچه‌ی دوازده ساله اشکاش مثل ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط