{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

بوی یلدا را میشنوی

بوی یلدا را میشنوی...؟!
انتهای خیابانِ آذر
باز هم قرارِ عاشقانه‌ی
پاییز و زمستان

قراری طولانی به بلندای یڪ شب
شبِ عشق بازی برگ و برف

پاییز چمدان به دست ایستاده
عزمِ رفتن دارد
آسمان بُغض ڪرده و میبارد
خدا هم میداند عروسِ فصل‌ها
چقدر دوست داشتنی‌ست..

دقیقه‌ای بیشتر مُهلتِ ماندن میدهد
آخرین نگاه بارانیش را
به درختان عریان میدوزد
دستی تڪان میدهد
قدمی برمیدارد سرد و سنگین
ڪاسه‌ای آب میریزم پشت پای پاییز
و تمام میشود پاییز🍂🍁

پاییز ای آبستنِ روزهای عاشقی
رفتنت به خیر و سفرت بی‌خطر C᭄

اثر: استاد #علی_معصوم‌زاده


《دو قدم مانده ڪه پاییز به یغما برود
این همه رنگِ قشنگ از ڪفِ دنیا برود
هر ڪه معشوقه برانگیخت گوارایش باد
دلِ تنها به چه شوقی پی یلدا برود..؟!》

#یغما_گلرویی


#یلداتون_مبارڪ

۱۴۰۴/۹/۲۹


❥︎:。- ❥︎❀༾ atre_khatereh ❀༾❥︎ -:。❥︎

#ڪﺴﮯ_ﺷﺒﻴــﻪ_ﻫﻴـــﭽڪس
#تُوقَشنگ‌ترین‌دلیل‌برا‌ۍِدوستْ‌داشتَنۍ

🍂🧡「 #عطر_خاطره
دیدگاه ها (۴۲)

آسمان، آبی‌تر،آب آبی‌تر...من در ایوانم، رعنا سر حوض.رخت می‌ش...

زمستان است و برف . . . 🌨 چون دست‌های سپیدِ آسمانروی پیچڪ‌ها...

در انتهای ڪوچه‌ی آذردختریست به نام #یلدابا موهای بلند و مشڪی...

و ای ڪاش می‌شد آنهایی ڪه دور هستند رااز دل فاصله‌ها بیرون ڪـ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط