و ای اش میشد

و ای ڪاش می‌شد
آنهایی ڪه دور هستند را
از دل فاصله‌ها بیرون ڪـشید
و دلی سیر به آغوش ڪَـرفت

تنها ڪسانی ڪـه احساس مرا
می‌فهمند همین‌ها هستند ،
همین آشنایانِ
مانده در دوردست‌ها C᭄


۱۴۰۴/۹/۲۷


❥︎:。- ❥︎❀༾ atre_khatereh ❀༾❥︎ -:。❥︎

#ڪﺴﮯ_ﺷﺒﻴــﻪ_ﻫﻴـــﭽڪس
#تُوقَشنگ‌ترین‌دلیل‌برا‌ۍِدوستْ‌داشتَنۍ

🍂🧡「 #عطر_خاطره
دیدگاه ها (۲۷)

در انتهای ڪوچه‌ی آذردختریست به نام #یلدابا موهای بلند و مشڪی...

بوی یلدا را میشنوی...؟!انتهای خیابانِ آذرباز هم قرارِ عاشقان...

جانانم . . . !بر تن احساسم بپوشانتن‌پوشِ خیالت راو با حسِ حض...

در سڪوت لب هادر‌ تپشِ رنگ‌ ها و عطشِ «دوستت دارم»‌هاعشق با د...

تمامِ ناتمامِ منڪجایی جانانم...؟!تمامِ من، تمام تو را،از شب ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط