{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

یادت برایم

یادت برایم
همانند قصه سیگار پیرمردیست
که سالهاست میگوید نخ آخر است....
دیدگاه ها (۰)

🤣🤣🤣😂😂

من،برای آن کهچیزی از خود به تو بفهمانم،جز چشمهایم،چیزی ندارم...

به چشمانش نگاه کردم گریه بود  ولی غرورش باعث میشد  پنهان کند...

اسم رمان《 چشم های بی انتها 》پارت ۳باد از هر طرف میوزید اسمان...

عفریته تاریکی نویسنده مرتضی متقیان

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط