{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

من آن یخم که از آتش گذشت و آب نشد

من آن یخم که از آتش گذشت و آب نشد
دعای یک لب مستم که مستجاب نشد
من آن گلم که در آتش دمید و پرپر شد
به شکل اشک در آمد ولی گلاب نشد
دیدگاه ها (۰)

من همون بغضِ گلوی ابتهاج ام وقتی که داشت شعرِ "آه از آن رفتگ...

گفتی مرا گفتارِ خویش کین است زبان و جانِ خویش؟هر سخنی از تو ...

دلمون که می گیره تاوان لحظه هایی هست که دل می بندیمتاوان لحظ...

📖 آکادمی آستریاپارت دوم | «آتش در برابر یخ»صبح روز بعد...حیا...

عطر و بوی یک نوستالژی تابستان که از میانه می گذشت، انگار روز...

𝐚𝐜𝐫𝐨𝐬𝐬 𝐭𝐡𝐞 𝐛𝐨𝐫𝐝𝐞𝐫𝐏𝐚𝐫𝐭 : ²⁰آتش آرام می‌سوخت و نور نارنجی رنگش...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط