{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

ترس شیرین pt 18

ترس شیرین pt 18
+بلاخره
تیهونگ جلو دختر وایساد
-منتظرم بودی؟
هانا تکون نمی‌خورد و فقط به مرد رو به روش بدون احساس نگاه میکرد
+معلوم نیست؟
-نکنه این دفعه واقعا دلتنگم شدی؟
هانا برخلاف موقعیت های دیگه بهش تیکه ننداخت
+میدونی همیشه فک میکردم چه اسمی روت بازرم،ترس،کابوس یا شایدم مرگ ولی الان فهمیدم.........تو نحسی........یه آدم نحس که افتاد تو زندگیم و از قبل بیشتر برام درد درست کرد،اگه بخاطر تو نبود الان اونا نمیومدن که تلافی کنن و الان دوستم تو بیمارستان نبود
دختر بلند شد و رو به روش قرار گرفت
+برام سواله چطوری میتونی نفس بکشی وقتی میدونی نفس خیلیارو گرفتی وی
تهیونگ تک خنده ای زد و به دختر نزدیکتر شد
-خوبه که اینارو میدونی ،ولی بیا از یه طرف دیگه بهش نگا کنیم.
با چشمای خمارش به دختر نگاه کرد
-اگه بخاطر من نبود هم تو و هم اون دوستت زودتر از این حرفا الان کارتون تموم شده بود ،شاید اون نحسی که بقیه رو بدبخت می‌کنه برای تو خوشانسی بیاره کبوتر
+امشب فک کردم برای یه ذره هم که شده تواناییه آدم بودن رو داری اما تو بجز یه قاتل روانی چیز دیگه این نیستی کیم تهیونگ
-بهت که گفتم کبوتر همه اونجوری که تو میبینی نیستن،خیلی چیزا هست که هنوز ندیدی
و بعد از همونجا که اومده بود رفت و دختر رو با هزارتا بدبختی که الان دو برابر شده بود ول کرد .
دیدگاه ها (۴)

🖤 قراردادی که واقعی شدپارت ۱۵ | چهره‌ای که فراموش کرده بودمه...

پارت یک هانا و یونگی نقش اصلی داستان ویو هانا من یه دختر بدب...

پارت40 قمار یا زندگی

𝓈𝓂𝒾ℓℯPart "6۴"☆ویو هانا☆چند دقیقه گذشت.دیگه گریه نمی‌کردم، ا...

بچه ها من ناخواسته یکی رو ناراحت کردم البته من ناراحتش نکردم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط