{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

Part²

Part²
رفتم کلی خوراکی و نوشیدنی و غذا های مختلف خریدم. رفتم چیز هایی که خریدم رو حساب کنم که یهو یکی پرید بغلم
÷عرررر ات خودتییی؟؟؟ از چشم‌هات فهمیدممم، من یکی فن هاتممم و سه ساله طرفدارتممم میشه عکس بگیریممم؟؟
+ ا...او اره عزیزم خودمم. لطف داری. بله حتما. باهام عکس گرفت و یه جیغ بلند کشید
÷جیغغغغغ با ات عکس گرفتممممم جیغغع
+با جیغی که زد همه برگشتن مارو نگاه کردم و بعضی ها دویدن سمتم و همینجوری جیغ میزدن که بادیگاردا جلوشون رو گرفتن. د آخه دختر چرا جیغ زدی(کلافه)
رفتم سمت ماشین راه افتادم سمت خونم.
داشتم غذا درست میکردم که یهو یه اس ام اس به گوشیم اومد. رئیس کمپانی بود.
*سلام خانم ات. شما فردا باید زودتر بیاید برای تمرین
+عا اوکی ساعت ۳ میام
* باشه خدانگهدار
+خدافظ
دیدگاه ها (۱)

Part³ ...

Part¹ ...

یه فیک درخواستی جدید از جونگ‌کوک(من یه نکته بگم که من تو نوش...

اتفاق چوسان 𝑝𝑎𝑟𝑡 5 که یهو نا خوداگاه جیمین لبخند محو میز...

نفرتی به نام عشقپارت: 24ات، پایین بود و داشت پیدزاشو میخورد....

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط