{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

چرا-من

چرا-من

Part15

آت کوک تند برو خوابم میاد

کوک باشه رفتیم سمت خونه تو برو بخواب من میرم بیرون کار دارم

آت یجوری داری میگه انگار خیلی واسم مهمه پیشم باشی یانه

کوک (نیش خند)

آت چرا گفتی من دوست دخترتم

کوک چون هم دوست دارم هم...

آت رسیدیم من رفتم خدافظ

ویو نویسنده

بعد از اینکه آت رفت کوک زود زنگ زد به ته و بهش،کفت که بیان بار و وقتچای رسیدن کوک انقدر مـ/ست کرده بود بزور راه می‌رفت و تهیونگ به راننده یک خودش گفت که کوک رو ببره عمارت و بعد از اینکه

ویو آت

خیلی گشنم بود آت خواب بیدار شدم و رفتم واسه خودم
نودل درست کرد و خوردم بعد از اینکه خوردم رفتم تو اتاقم که دیدم دیدم کوکدرو باز کرد و تلو تلو داره میاد سمت و بعد از اینکه من رو دید گفت

کوک بیبی بیا اینجا

آت مـ/ست کردی

کوک نه من فقط میخوامت

آت کوک نیا نزدیک

کوک پس خودم میام

آت کوک نزدیک نشو امید وارم اون چیزی فکر میکنم نباشه

کوک همونه (به آت نزدیک میشه )

آت گم شو اونور (می‌ره عقب)


کوک نه دیگه نشد( می‌ره جلو )

آت خواهش میکنم (گریه، می‌ره عقب)






ویو کوک

دیگه حوصله کل کل کردن باهاشون رو نداشتم و لباسم رو در آوردم و رفتم رو تخت و من میرفتم جلو اون می‌رفت عقب تا اینکه خورد به تاج تخت و من دست های آت رو بالای سرش نگه داشتم و شروع به خوردن لـ/به های آت بعد


ویو آت

یهو لباس هاشو در آورد و اومد سمتم و دست هامو رو بالا یا سرم بورد و شروع کرد به خوردن لـ/بام و هرچقدر تکون خوردم ولم نکرد و بعد از چند دقیقه نفسم کم اومد و ولم کرد


ویو کوک
بعد از چند دقیقه‌ رفتم سمت گردنش که صدای در زدن اومد ( فکر کردین اســ//مات میشه

مکالمه ها

کوک خانوم کوچولو حیف که در زدن و گرنه بد تر میشد

آت ازت متنفرم

کوک مهم نیست من برم ببینم کیه این موقعیت خوب رو برام خراب کرد

آت کاش بری دیگه بر نگردی

ویو نویسنده
کوک رفت در رو باز کرد و اون هم کسی نبود جز

مکالمه ها

کوک کیه

جیمین منم بیا کارت دارم

کوک بله

جیمین مستی آره

کوک نه کی گفته

جیمین کوک وقتی مـ/سـ/ت می‌کنی نیا پیش آت

کوک چرا

جیمین چون یه بلایی سرش می‌ترسم با معذرت خواهی هم درست نشه

کوک نصیحت کردنت تموم شد چیکار داری که اومدی

جیمین اومدن بگم که فیلیکس تهدیدمون کرده که اگر خودمون رو تسلیم نکنیم خودش لوموند میده

کوک اون هیچ‌قلطی نمیتونه بکنه

جیمین باشه من میرم ولی نزدیک آت نشو

کوک باشه

جیمین واست سوپ هم آوردم تهیونگ بهم گفته بود که مستی اون سوپ رو بخور

کوک باشه

جیمین پس من رفتم خدافظ

کوک خدافظ

ویو آت

جونکوک که از اتاق رفت بیرون من هم خیلی زود رفتم سمت اتاقم و یه دوش گرفتم و لباسم پوشیدم (عکس میدم)و خوابیدم

ویو کوک
بعد از اینکه سوپ رو خوردم رفتم خوابیدم و فردا صبح باید میرفتم باندواشه اینکه بفهمم فیلیکس چه گوهی میخواد بخور

ویو نویسنده
خوب اون هایی که فن آستری کیدز هم هستن معذرت میخواهم که به فیلیکس فوش دادم

نکته فیلیکس یکی از کسایی که تو مدرسه واسه آت و جنی و کسانی دیگه قلدری می‌کنه و یکی از مافیا های کره هست

پرش زمان صبح ساعت ۷:۳۰

ویو آت

صبح از خواب بیدار شدم و صورتم رو شستم و رفتم موهام رو شونه کردم و رفتم پایین پیش آجوما تا صبحانه بخوریم رفتم پایین و دیدم اون عوضی اونجا نشسته بود دیگه نخواستم برم تا غذا بخورم و داشتم میرفتم تو اتاق که أجوما صدام کرد
دیدگاه ها (۰)

#چرا-منPart16ویو آت صبح از خواب بیدار شدم و صورتم رو شستم و ...

#چرا -منPart17کوک چی من جیمن آره تو حالا هر کاری میتونی بکن ...

#چرا -منPART14ویو کوک آت از اتاق اومد بیرون خیلی خوشگل شده ب...

#چرا -من فکر کردین پارت میدم چرا انقدر کم لایک میکنید

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط