{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

زمزمه هایی ممنوعه part 1

زمزمه هایی ممنوعه part 1


صبح اولین روز تابستون بود،
اما هوای دانشگاه هنوز بوی امتحان و استرس می‌داد.

نارا لیوان قهوه‌ش رو محکم‌تر گرفت و از در اصلی رد شد.
هدفون تو گوشش بود و آهنگ آرومی پخش می‌شد…

Stay calm… it’s just another day

سعی می‌کرد خودش رو قانع کنه.

سال آخر دانشگاه.
همه‌چیز باید طبق برنامه پیش می‌رفت.
کار پاره‌وقت، پروژه‌ی پایان‌ترم، معدل بالا
زندگی ساده. قابل پیش‌بینی.
اون از دردسر خوشش نمی‌اومد از آدم‌های مغرور هم همین‌طور
ولی انگار بعضی وقتا،
دردسر خودش اون رو انتخاب می‌کنه

جلوی ساختمون مدیریت ایستاد تا پیام دوستش سوا رو جواب بده که ناگهان صدای ترمز یه ماشین مشکی براق، سکوت محوطه رو شکست.

همه سر چرخوندن

A black luxury car.

پچ‌پچ‌ها شروع شد

∆: اومد…
∆: خودشه…
(علامت شخصیت هایی فرعی ∆)

نارا بدون علاقه خاصی نگاه کرد.

در عقب ماشین باز شد.

کفش‌های مشکی براق روی آسفالت قرار گرفت.
بعدش یه کت مشکی، ساعت گرون‌قیمت، و در نهایت…
چشم‌های تیره‌ای که هیچ احساسی توش نبود.

جئون جونکوک

قدم‌هاش آهسته بود
ولی انگار زمین زیر پاش عقب می‌رفت.

هیچ‌کس جلوش حرف نمی‌زد.
هیچ‌کس حتی راهشو سد نمی‌کرد.

نارا زیر لب گفت:
{چه نمایش مسخره‌ای}

و دقیقاً همون لحظه چشم در چشمش شد.
نگاهش کوتاه نبود، رد نشد.

چند ثانیه بیشتر طول نکشید
اما برای نارا عجیب بود.

انگار داشت بررسیش می‌کرد.
نه با علاقه…
با اخطار.

جونکوک بدون اینکه حالت صورتش تغییر کنه،
نگاهش رو ازش گرفت و رد شد.

ولی قبل از اینکه کامل دور بشه،
خیلی آروم گفت:
{حواست به رفتارت باشه}

نارا اخم کرد.
{به تو ربطی نداره}

چند نفر اطرافش نفسشون بند اومد.

جونکوک ایستاد.
برگشت.
قدم زد سمتش.

فاصله‌شون کم شد. خیلی کم.

صدای بمش پایین اومد:
{ازت خوشم نمیاد}

سرد، مستقیم.

نارا پلک زد.
{خیلی خوبه، حس دوطرفه‌ست}

یه لحظه سکوت.
چشم‌های جونکوک باریک شد
نه از عصبانیت، از کنجکاوی
و اون لحظه،
چیزی بینشون شکل گرفت.

نه عشق.
نه علاقه.

یه جنگ خاموش

و نارا هنوز نمی‌دونست
این پسر سرد و خطرناک…
قراره زندگی ساده‌ش رو زیر و رو کنه.

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

خماریی😝😈🙂‍↔️
منتظر بمون 😚

شرط هم بزاریم🙄😁

لایک ۳۰
نشر ۱۰


#ماه_سیاه
دیدگاه ها (۱۴)

زمزمه هایی ممنوعه part 2Forbidden Whispersهوای گرم و دم‌کرده...

تیزر رمان زمزمه هایی ممنوعه🌹🖤✨ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌‌ Forbidden Whi...

معرفی اولین فیک مینجی و میکاپوستر فیک🖤🌹Forbidden Whispersزمز...

#تک.پارتی.از.باچیرا-----------------------------------------...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط