part6

#part_6

#part_6
#آرتیست_منحرف
jm:اههه شییی...باید به آقای لی زنگ بزنم اینجوری نمیشه...
«اره درسته شما پارک جیمینی مشاهده میکنید که داره به زمین زمان فوش میده چون با یه حرف کوچیک این کارمند عادی باعث شد همه چی بهم بریزه و پارک جیمین اینو خوب میدونست چرا...چون فردا قرارداد های خیلی مهمی داشتند که...هوففف...به شرکت هم بستگی داشت...اگه این قرارداد هارو به خوبی نمیخوند و نمی‌فهمید از چه قرارند باعث میشد شرکت ضرر زیادی بهش وارد بشه...گوشیشو که روی میز بود برداشت زنگ زد چند بار پشت سر هم بوق میخورد اما جواب نه....بلند شد و از طریق پنجره داخل اتاقش که ویو قسمتی از سئول داشت نگاه میکرد غروب قشنگی بود...آسمون رنگ زرد نارنجی به خودش گرفتهِ ابر ها هم همکاری داشتند توی این زیبایی...خیابون ها شلوغ...مردم هایی که از کنار همدیگر...می‌گذشتند...هر کدوم غرق در درد و خوشحالی خودشون بودند...عاحح...هیچکس از درد هیچکس خبر نداشت... همینطوری غرق افکار و نماشای بیرون بود..گوشیش داشت روی میز زنگ میخورد و حالت ویبره ای ایجاد میکرد...سمتش قدم برداشت...و با دیدن اسم روی گوشیش که....»
پایان پارت ۲
مرسی که تا اینجا خوندید!
از سناریو بالا و این پارت امیدوارم لذت ببرید!
حمایت یادت نره!
لایک؟کامنت؟بازنشر؟فالو؟
ایگ؟نکن قشنگم🍒✨
#bangtan #bts #army #namjoon #jin #suga #jhope #jimin #taehyung #jungkook #kpop #tiktok #dance #music #scenario
#بنگتن #بی_تی_اس #ارمی #نامجون #جین #شوگا #جیهوپ #جیمین #تهیونگ #جونگکوک #کیپاپ #تیک_تاک #دنس #سناریو #فیکشن #تهکوک #یونمین #نامجین#فیک_بی_تی_اس#اسمات#رمان#فیک
دیدگاه ها (۷)

تا وقتی هفت نفر کنارم هستند(فصل ۳)

دیو و دلبر پارت ۳ #به زبان نویسندهدخترک روی تخت بود روی تخت ...

دو پارتی هیونجین ات:امروز هم مثل همیشه نور خورشید از پنجره ب...

🖤 مافیای منقسمت دوم | دفتر مدیرعاملصبح روز بعد، ات از وقتی و...

پارت دوازدهمویو فردا( آسا)با سردرد از خواب بیدار شدم به خاطر...

" پرواز قوها " " 𝑻𝒉𝒆 𝑭𝒍𝒊𝒈𝒉𝒕 𝒐𝒇 𝑺𝒘𝒂𝒏𝒔"پارت ۷۳ویو راوی تهیونگ...

𝑨 𝑪𝒂𝒔𝒆 𝑪𝒂𝒍𝒍𝒆𝒅 𝑳𝒐𝒗𝒆Part 4صبح روز بعد جین زودتر از همیشه به اد...

پارت ۳ ویو ا.ت هنوز سر درد و ضعفی توی بدنم داشتم روی میزم خو...

how much i love you so...

خاطرات ناتمام Part1تو اون شبِ پاییزی ، باد تندو خشن لباس هاش...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط