{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

جرعه ای دیگر

❄️جرعه ای دیگر❄️

#نه
سوگوار تو نیستم
بر آسمان می‌گریم که همچنان واژگون مانده است
بر خورشید می‌گریم که همچنان بیهوده با ابرها مجادله می‌کند
بر ماه می‌گریم که همچنان شب را به‌ دنبال می‌کشد
اما بر تو نمی‌گریم
از کدام سیاره آمده بودی
که با زمین کنار نمی‌آمدی، مگر آنکه با گام‌هایت همراه باشد؟
به کدام سیاره برگشته‌ای
که زمین از همیشه تباه‌تر و بیهوده‌تر به گرد خود می‌گردد؟
تقدیر درخت به خاک افتادن است
تقدیر گوسفند قربانی شدن
تقدیر گرگ گلوله‌خوردن
و تقدیر آدمی جان سپردن
تو اما پشت تقدیر را به خاک رساندی
و ماندی 
اما نه بر زمین
و نه در آسمان
بر نطع جاودانگی نام خداوند
در معراجی بی‌بازگشت
چگونه می‌توان تو را در سوگواری به پایان رساند؟
سوگواران ناگزیرانند
و تو ناگزیری را به پایان رسانده‌ای
نه، من باری سوگوار تو نیستم
اما پرسشی با من است 
همچون ترکشی کوچک...
دیدگاه ها (۷)

#هر روز می‌پرسی که: آیا دوستم داری؟من جای پاسخ بر نگاهت خیره...

#ای حیاے چشم تو " لیلا " ترین شیرینِ شهربا منِ دیوانه قدرے ک...

#در آغوش همدر این دایره بی پایانمن امتداد توام یا تو امتداد ...

ما چند نفر بودیمکه با یک گلوله کشته شدیمگلوله‌ای که هرگز شلی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط