ادامه پارت ۷
جونگکوک هم بعد از غذا، آنجین رو برد سمت تلویزیون تا با هم فیلم ببینن. من هم تنها موندم. در حالی که صدای خندههای اونها از اتاقِ دیگه میاومد، من با بدنی که هنوز درد میکرد، شروع کردم به جمع کردنِ ظرفها و شستنها.انگار توی خونهای بودم که دو تا دنیای کاملاً متفاوت داشت؛ دنیایِ گرمِ اونها، و دنیایِ سرد و تنها اونِ من.
پایان پارت هفتم
پایان پارت هفتم
- ۹۵
- ۰۲ شهریور ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط