{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

فرات...

فرات...
زینب میان خیمه ی خون ایستاده بود...
شعرخوانی #سید_وحید_سمنانی
#حلقه_شعر_ولایی_فرات
#شعر_عاشورایی
#شعر_ولایی
#شعر_آیینی
دیدگاه ها (۲)

درون خانه ندارم رفیق! تاب خودم را مگر شبی بکشم کنج یک خرابه ...

گریه جدا و خنده جدا خاک می‌خورداحساس من به لطف شما خاک می‌خو...

ما چون ز دری پای کشیدیم کشیدیم...#شعر#شعرخوانی#شعرفارسی#شب_ش...

پیوند خویشی با علی فخر است فرصت نیستشاعر گرانقدر عمران بهروج...

آنجا که خلیج، آبی‌اش را به سرخیِ خون داد…جنوب، در روزهای جنگ...

سراغم را بگیر از اشک های داغ بی ریشهسراغم را بگیر از خون خشک...

طنین «انتقام»؛ نوای واحدِ امام و امتآمار و روایت‌های میدانی ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط