{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

امروز امتحان داشتیم وقتی برگه ها رو جمع کردن بغل دستیم از

امروز امتحان داشتیم وقتی برگه ها رو جمع کردن بغل دستیم ازم پرسید استرس نداری...
و منم هیچی نگفتم فقط بهش خندیدم....
من وقتی استرس‌ی یا ناراحت میشم و تو خودم میریزم تا وقتی که به خونه برسم و بدونم کسی خونه نیست خودمو خالی کم دستام همین جوری میشن تا وقتی بخوابم...:)
دیدگاه ها (۰)

من😂😂

واقعا چرا...چرا...؟؟:)

پارت 2+چویا؟_حاضر...+وای چقدر کلاس بد بودد_وای آتسوشی موافقم...

برای بابا پارت 2

عشق در تاریکی ۵۳.به طرف بیمارستان حرکت کردیم توی راه هیچ کدو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط