{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

تنها کسی که واقعی بود بچم بود

تنها کسی که واقعی بود بچم بود...
که با تمام کیری بازیام وقتی نبودم میومد تو اتاقم می‌خوابید...
حتی با تمام اذیتام...
بازم دوسم داشت...
بازم ازم محبت میخواست...
بازم ازم غذا میخواست...
حداقل اون واقعا فهمیده بود که من احساساتم با رفتارام همخونی ندارن...
اگر آدم بود خیلی خوب میشد ولی خب گربست...همونم خیلی خوبه
دیدگاه ها (۰)

تق تق میکرد فندکم…منی که دور میشدم دود نیاد سمتمم…:)

قول دادی بهم...بعد از من با کسی نباشی...رفتی با یکی دیگه...ه...

از هرکس که اذیتش کردم عذر میخوام...ناخواسته بوده...نمی‌خواست...

پارت 4چند ماه بعدتوی این چند ماه جیهوپ با ات بدتر از قبل رفت...

☆ازدواج اجباری☆P♡6______________________*ویو سومی**خیلی‌..خو...

رمان غریبه کوچولو

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط