{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

وای دیشب تو خیابون داشتیم می‌گشتیم من شبی بچه ها یه بستنی

وای دیشب تو خیابون داشتیم می‌گشتیم من شبی بچه ها یه بستنی گرفتم و داشتم میقولدم یه گربه گوگولی پشمالو اوفتاد دنبالم آقا ببین انقد خودشو واسم لوس میکرد خدا چقدر گوگولی بوددددد
دیدگاه ها (۰)

خودت میدونی منظورم با تو فرشته کوچولو :)

تبریک بگید باز دوباره کراش زدم روششش

ممنون که میخونی این داستان واقعی نیست

Name : اشک در آغوش گلبرگشالگردنم را پوشیدم و سریع از خونه زد...

📖 Golden Shadows | پارت ۱: وقتی دنیا با یه “تپ” عوض می‌شه! 💥...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط