{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

نفرت و عشق پارت۱

نفرت و عشق پارت۱

ویو رمان:خونه ساکت بود پدر کوک فوت کرده بود
همه جا خونه رو سکوت گرفته بود تا اینکه یه خبر به گوش کوک شنید قاتل پدرش کشته شده
ات دوست قدیمی کوک بود که تازه داخل دانشگاه پیداش شده بود که از هم متنفر بودن
.....
کوک:خدمتکار برام آب بیار

خدمتکار:چشم جناب جئون
آقا جئون خانم کیم ات تشریف آوردن


کوک:عام باشه بهش بگو بیاد داخل سالن

خدمتکار:چَشم

خدمتکار:خانم کیم لطفا از این طرف بفرمایید

ات:باشه

کوک:ات چی شد که اینجا اومدی؟

ات:خب راستش شنیدم پدرت فوت کرده

کوک:که چی حالا

ات: تقصیر منه که میام با تو حیوان عین آدم رفتار میکنم

کوک:در از اون طرفه

و ات گفت:مرتیکه اشغال و با عصبانیت از خونه کوک خارج شد و رفت به سمت خونه خودش

ات:مامان من اومدم

مامان ات:کجا رفته بودی ؟

ات:هیچی جای نرفته بودم ولش میرم داخل اتاقم

مامان ات: باشه دخترم

*ات رفت داخل اتاقش نشسته بود داشتن فکر میکرد که یه کسی ناشناس بهش پیام داد و گفته بود .......

منتظر پارت بعد باشید💖
دیدگاه ها (۰)

مایل به لایک فالو خوشگلا🎀کپشن چک شه🎀موضوع: بزار ببینمت قول م...

ادیت خودمه میشه بهش از ۱تا ۱۰ نمره بدین خوشگلا ؟فالو کنید مو...

پرش زما نی خونه مامان بابا:آت:کوک کی میرسیم کوک :رسیدیم ویو ...

قسܩـتـ بیست دوم،رمان:جنگ‌عشقـᩚ݂ـ݂݃͠ـ✧موقعیت خونه خانم کیمخان...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط