{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

our song part : ۲۷

جیمین به آرامی سرش را تکان داد و تهیونگ را با آن لباسهای آبی و عجیب غریب...راهیه اتاقه معشوقه اش کرد تهیونگ در حالی که قدم هایش را روی کاشی های بیمارستان میکشید خودش را به آلیس رساند دست لرزانش را میانه موهای کوتاهش فرو برد
تهیونگ : رزه قرمزه من سفید شده؟
چه بلایی سره رنگه قشنگت آوردن؟
با بغض سرش را لای موهای کوتاه شده دختر فرو کرد و با کشیدنه نفسه عمیقی ، زمزمه کرد
تهیونگ : نفسای منم بریدن
دست رنگ پریده دختر را به لب های خیس از اشکش چسباند کف دست دختر را بویید و چشم هایش را بست
تهیونگ : نمیخوای چشمها تو باز کنی و منو تو گندم زاره طلاییه نگاهت غرق کنی؟
نمیخوای دلتنگی و بیچارگیه مرد تو ببینی؟
نمیخوای اجازه بدی باز مثل همیشه ، تو بغلت یه بچه بی پناه بشم؟
بهم بگو آلیس نمیخوای؟
صدایش رفته رفته میشکست و اوج میگرفت
تهیونگ : نمیخوای بهم ثابت کنی که هنوز برای زندگیه کوفتیم امیدی هست؟
با احساسه تکون خوردنه چیزی درون دستش چشمهایش را با بهت به دختر دوخت
تهیونگ : آر..آره خودشه برگرد..برگرد بهم آلیس
دختر به وضوح دستش را تکان میداد و تهیونگ با چشمان اشکی التماسش میکرد با خنده به چهره ی خاموشه دختر خیره شد
تهیونگ : میدونستم این مرده شکستر و تنها نمیزاری
ولی جمله اش با صدای بلنده دستگاه در دهنش ماسید تکانه شدیدی خورد و به دستگاه خیره شد
"دستگاه خطه صافی را نشان میداد"
دستگاه فقط خط صافی را نشان میداد و صدای بوقه آزار دهندش روی همهمه یکنواخت داخل اتاق، خط می انداخت
تهیونگ : چ..چیشد؟ آلیس؟
پرستار : باید ازینجا بیرون برین
┈─┈──┈𔘓┈──┈─┈
_پرشه زمانی(چندین سال بعد)
میرا : بعدش چی؟ چه بلایی سره آلیس اومد بابا؟
دختر با دقت به داستانه غم انگیزی که پدرش تعریف میکرد گوش میداد
مرد لبخند محوی زد و دستی روی سره دختر خواندش کشید
جیمین : بعدش...
میرا : تو هیچوقت از اینجا به بعدشو برام تعریف نمیکنی
جیمین : از خودش بپرس
میرا : از عمو تهیونگ؟
جیمین : اره
میرا : اما اون...
┈─┈──┈𔘓┈──┈─┈
_پرشه مکانی(روستای ارلاند)
باد ملایمی موهای مرد را به بازی گرفته بود
کنار شقیقه هایش تارهای سفیدی به چشم میخورد
پرتره بزرگی روبه رویش ، روی سه پایه دیده میشد
تهیونگ : آلیس..امروز حتی از دیروز هم زیباتر بنظر میرسی
دلم برات تنگ شده رز سفیدم...دلم برای عطر تنت تنگ شده...

های گایز اینم از پارت جدید لایک و کامنت بزارید حمایت کنید یادتون نره
دیدگاه ها (۳)

our song part : 26

our song part : 25

عشق اغیشته به خون )پارت ۱۷۷مین جی لبخند مهربان زد : آره این ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط