{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

جایی دورتر از خودم ایستاده ام به تماشای کسی که جای من زند

جایی دورتر از خودم ایستاده ام به تماشای کسی که جای من زندگی می کند.
چه بی رحمانه تنهاست و به ناچار قوی.
دیدگاه ها (۲)

با یه علامت سوال؟!

رفت و رفتم

آلبر کامو میگه:‏«تو اتفاقی وارد زندگی‌ای شدی که به آن افتخار...

تو زیباترین دردی میان استخوان سینه‌‌ی مردانه‌ام درست شبیه قویی باشکوه که بر قلب برکه سنگینی می‌کند و زیبایی‌اش نفس‌های آب را به شماره می‌اندازد، تو نیز قلبم را به تپش‌های دیوانه‌وار وامی‌داری و چون

مرد روستایی با تفنگ برنو به سمت هلی کوپتر متجاوز شلیک می کند...

گاهی آدم نه از ضعیف بودن، بلکه از بیش از حد قوی بودن خسته می...

قوی شدن از جایی در ذهنت شروع می شود، نه از باشگاه!

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط