تو زیباترین دردی میان استخوان سینهی مردانهام درست شبیه قویی باشکوه که بر قلب برکه سنگینی میکند و زیباییاش نفسهای آب را به شماره میاندازد، تو نیز قلبم را به تپشهای دیوانهوار وامیداری و چون
تو
زیباترین دردی
میان استخوان سینهی مردانهام
درست شبیه قویی باشکوه
که بر قلب برکه سنگینی میکند
و زیباییاش
نفسهای آب را
به شماره میاندازد،
تو نیز قلبم را
به تپشهای دیوانهوار وامیداری
و چونان آرشهای عاشق
بر تنام
نوایی آشنا مینوازی،
تو
بر بوم جانم
خود را نقش میزنی
و من هر بار
زنی را میبوسم
که در برکهی چشمهام
تناش را میشوید
بیآنکه از نگاهام
بیرون شود ؛
و هر بار
روحم را در رعشهای شیرین
به آغوش میکشاند،
امیدی به بازگشت نیست!
هرگز
هرگز،
نه برای مرد
نه برای برکه
زیباترین دردی
میان استخوان سینهی مردانهام
درست شبیه قویی باشکوه
که بر قلب برکه سنگینی میکند
و زیباییاش
نفسهای آب را
به شماره میاندازد،
تو نیز قلبم را
به تپشهای دیوانهوار وامیداری
و چونان آرشهای عاشق
بر تنام
نوایی آشنا مینوازی،
تو
بر بوم جانم
خود را نقش میزنی
و من هر بار
زنی را میبوسم
که در برکهی چشمهام
تناش را میشوید
بیآنکه از نگاهام
بیرون شود ؛
و هر بار
روحم را در رعشهای شیرین
به آغوش میکشاند،
امیدی به بازگشت نیست!
هرگز
هرگز،
نه برای مرد
نه برای برکه
- ۴.۰k
- ۰۷ فروردین ۱۴۰۲
دیدگاه ها (۶)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط