{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

مذهبی عاشقانه با مادر فاطمه زهرا

گل، بر من و جوانی من گریه می‌کند
بلبل به خسته جانی من گریه می‌کند
از بس که هست غم به دلم، جای آه نیست
مهمان به میزبانی من گریه می‌کند
از پا فتاده پا و ز کار اوفتاده دست
بازو به ناتوانی من گریه می‌کند
گل‌های من هنوز شکوفا نگشته‌اند
شبنم به باغبانی من گریه می‌کند
در هر قدم نشینم و خیزم میان راه
پیری، بر این جوانی من گریه می‌کند
گردون، که خود کمان شده، با چشم ابرها
بر قامت کمانی من گریه می‌کند
این آبشار نیست که ریزد، که چشم کوه
بر چهره‌ی خزانی من گریه می‌کند
فردا مدینه نشنود آوای گریه‌ام

التماس دعا
دیدگاه ها (۰)

آمدی جانم به قربانت ولی حالا چرا؟بی‌وفا حالا که من افتاده‌ام...

نه وصلت دیده بودم کاشکی ای گل نه هجرانتکه جانم در جوانی سوخت...

گل، بر من و جوانی من گریه می‌کندبلبل به خسته جانی من گریه می...

وای مادرم😭 😭 😭 دیگر حسین را نتوانم بغل گرفتبازو به ناتوانیِ ...

پیرم و گاهی دلم یاد جوانی می کندبلبل شوقم هوای نغمه خوانی می...

پیرم و گاهی دلم یاد جوانی می کندبلبل شوقم هوای نغمه خوانی می...

زندگی بر دوش ما بار گرانی بیش نیستعمر جاویدان عذاب جاودانی ب...

........شهریار.........پیرم و گاهی دلم یاد جوانی میکند بلبل ...

پیرم و گاهی دلم یاد جوانی می کند/ بلبل شوقم هوای نغمه خوانی ...

پیرم و گاهی دلم یاد جوانی می کندبلبل شوقم هوای نغمه خوانی می...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط