خورشید پرستان رخ آه ماه ندیدند

خورشید پرستان رخ آه ماه ندیدند

خورشید پرستان رخ آه ماه ندیدند
دل یاوه نهادند که دلخواه ندیدند

هرکس دم ازو می زند و این همه دستان
زان روست که در پرده‌ی او راه ندیدند

شرح غم دل‌سوختگان کار سخن نیست
زین سوز نهان خلق به جز آه ندیدند

امروز عزیز همه عالم شدی اما
ای یوسف من حال تو در چاه ندیدند

از خون شفق خنده گشاید گل خورشید
آن شب شدگان بین که سحرگاه ندیدند

رندان نبریدند دل از دست درازی
تا زلف تو را این همه کوتاه ندیدند

آزادگی آموز که مردان شرف مرد
در جلوه‌ی حسن و هنر و جاده ندیدند

هر گوشه ز گنج ازلی یافت نصیبی
جای غم او جز دل آگاه ندیدند

چون سایه بپوشان دل خود کآینه داران
جز گرد در این کهنه گذرگاه ندیدند

#هوشنگ_ابتهاج
#عاشقانه
#خاصترین
دیدگاه ها (۰)

خورشید پرستان رخ آه ماه ندیدنددل یاوه نهادند که دلخواه ندیدن...

ارغواناین چه رازی ست که هر بار بهار،با عزای دل ما می آید؟که ...

ارغوان شاخه همخون جدا ماندهٔ منآسمان تو چه رنگ است امروز؟آفت...

ارغوان شاخه همخون جدا مانده من آسمان تو چه رنگ است امروز؟آفت...

.ارغوان شاخه ی همخون جدا مانده ی من آسمان تو چه رنگ است امرو...

علی یعنی شکوه آفرینشفروغی نو ز روح آفرینشعلی یعنی تمام عشقبا...

عشق مولا علیشاه علیستعلی یعنی شکوه آفرینشفروغی نو ز روح آفری...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط