{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

confession

-خب، آماده‌ام. بریم؟
دختر با دیدن استایل تهیونگ، چشماش گشاد شد.
-نه... نه، تهیونگ! تو نمی‌تونی با این وضع بیای مهمونی.
تهیونگ لب‌هاش رو به جلو داد و اخم کرد.
-چرا نمی‌تونم؟ یعنی به اندازه کافی جذاب نیستم؟
-بله... بله تو جذابی، اما حداقل یه لباس بپوش.
پسر از سر لجبازی گفت:
-هیچ پیراهن و لباسی به این بال‌ها نمیاد. می‌خوام همین‌جوری بیام.
-نه کیم تهیونگ! بهت اجازه نمی‌دم با این سر و وضع بیای.
تهیونگ آهی کشید و در حینی که به طرف دختر می‌رفت، دختر با قدم‌های کوتاه به عقب رفت؛ و ناگهان روی کاناپه چرمی خونه‌ پسر افتاد.
از فرصت استفاده کرد و روی دختر خیمه زد.
حالا با بالاتنه برهنه و قیافه حق به جانب، دستانش رو در دو طرف دختر گذاشت و تن ظریفش رو اسیر خودش کرد.
دختر تسلیم و مظلوم به چشمان وحشی تهیونگ زل زد.
سر انگشتان لطیفش رو روی تن برهنه پسر کشید. تهیونگ که انگار رام شده بود، چشمانش رو از لذت بست.
صدای دختر دیگه تند و تهاجمی نبود. برعکس، آروم و دلبرانه به نظر می‌رسید. انگار تمنا و خواهش هم در لحنش هویدا بود.
-اگه گفتم اینجوری نیای مهمونی، به خاطر خودته. اون‌جا ممکنه رودخونه راه بیفته، بس که آب از لب و لوچه دختر ها بریزه. یا حتی بخوان دستمالیت کنن.
لبانش جمع شد و بالاخره دختر اعتراف کرد:
-دوست ندارم به جز من، کس دیگه‌ای این بدن رو ببینه، میشه خواهش کنم تهیونگ؟
از شنیدن اعتراف دختر، خنده‌ای بر لبش نشست، اما سریع جلوی خنده‌اش رو گرفت. در همون حین، فاک رو زیر لب گفت.
ناگهان تن سنگینش رو از دختر دور کرد و یک باره اون رو بلند کرد. جوری این کار رو با شدت انجام داد که دمپایی‌های دختر از پاهاش افتادن.
دستان بزرگش رو دور پهلو و زیر زانوهای دختر قفل کرد و این دختر بود که از ترس دستانش رو دور گردن تهیونگ حلقه کرد.
-چی... چی‌کار داری می‌کنی تهیونگ! چرا داریم می‌ریم طرف اتاق خواب؟
پسر با صدایی بلند و خوشحال گفت:
-خودت خواهشم کردی، اسمم رو صدا زدی. این بی‌ادبیه برای جنتلمنی مثل من که جواب رد به شما بدم، بانوی من‌.
دختر مشکوک، چشمانش رو باریک کرد و به پوزخند روی لب پسر خیره شد.
-نکنه این کارها جزو نقشه‌ات بوده؟
همین‌که به اتاق رسیدن، تهیونگ ماهرانه در رو با پاش بست و تن دختر رو، روی تختش گذاشت. بال‌های شیطانی‌ روی شونه‌هاش رو درآورد و دوباره روی بدن دختر فرود اومد. فقط چند سانت بین لب‌هاشون فاصله بود.
صدای داغ و لحن بَمِش، اول گوش‌ها و بعد تن دختر رو گرم کرد.
-اوهوم... تموم کارهای امشب نقشه بود.

سلام به همگی اینم از تک پارتی از تهیونگ لایک و کامنت بزارید حمایت کنید یادتون نره

واقعا حس می‌کنم راجع به این عکس تهیونگ کمتر حرف زده شده، مگه نه؟

ادامه تک پارتی داخل کامنت‌ها
دیدگاه ها (۱۲)

My princess

BTS reaction

short girl

PASSIONATE KISS

مین جی عمیق نگاهش کرد و آروم گفت : تهیونگ ؟ از کس دوقطبی شدی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط